

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
توی اپیزود شماره سه شنیدن که ما روز قبل عید از زابل میخواستیم بریم زاهدان تا لحظه سال تحویل رو پای کوه تفتان باشیم، ولی صبح که سوار ماشین شدیم، همون اول راه ماشینمون خراب شد و یاتاقان زد، حالا ادامه داستان رو بشنوین اول با صدای بچهها که پای ماشین بودن و بعد از داخل تعمیرگاه زابل ... «... به تعمیرکار گفتیم یاتاقان؟؟ برای چی یاتاقان زده؟ جواب داد خوب این ماشین بیچاره یه قطره هم روغن نداره. تا اسم روغن اومد یدفعه هفت نفری منفجر شدیم از خنده. سجاد که انقدر خندید نمیتونست سرپا وایسه نشست کف گاراژ و با خنده میگفت بابا روغن داره، اونایی که میریخت از ماشین بخدا واسکازینه ...» برای فهمیدن ادامه ماجرا اپیزود «سفر به سیستان و بلوچستان قسمت چهار» رو گوش کنین: خُب اینم از آخرین قسمت ماجراهای عجیب و غریب سفرمون به سیستان و بلوچستان. امیدوارم با گوش دادن اپیزودهای زاهدان، قصد سفر به این استان رو داشته باشین. اگر هم به زاهدان سفر داشتین میتونین درباره خاطرات و اتفاق هایی که اونجا براتون افتاده برامون بگین تا بقیه با شنیدن و خواندن خاطرات شما بیشتر درباره زاهدان بدونن
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



