پادگرد
کاور ۷. مهدی سهیلی
پرسه

۷. مهدی سهیلی

۲۴ تیر ۱۳۹۹ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مهدی سهیلی از طنزآوران و شاعران دهه‌های بیست تا پنجاه شمسی در سال ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمد. در کودکی به مکتب رفت و پس از پایان تحصیلات ابتدایی به فراگرفتن علوم قدیمه، صرف و نحو عربی، منطق و معانی پرداخت و دوره متوسطه را در تهران به پایان برد. به مدت دو سال به عنوان حسابدار در حجره یکی از تجار بازار حسابداری کرد. از حدود سال‌ ۱۳۲۳ به بعد، در نشریه توفیق و دیگر نشریات کشور اشعار طنز و فکاهی را با اسامی مستعار بسیاری از جمله «بذله‌گو»، «متلک‌گو»، «نمکدون»، «هاردی» و «لوطی‌پسر» منتشر کرد. در دوره نخست‌وزیری مصدق، صاحب‌امتیاز روزنامه «نوشخند» بود و آنجا در ستونی به‌نام «دشمن‌تراشی» مطالب انتقادی می‌نوشت. به زندان افتاد و پس از آزادی، روزنامه «حکیم‌باشی» را که امتیازش را بعد از لغو «نوشخند» گرفته بود، به سرعت منتشر کرد . مهدی سهیلی اشعار جدی و رمانتیک بسیاری هم سروده است. از جمله کتاب‌های او اشک مهتاب و بیا با هم بگرییم و گنج غزل است. دیرینه سال‌هاست كه در دیدگاه من - شب‌های ماهتاب چو دریاست آسمان وین تك‌ستاره‌های درخشان بیشمار - سیمین حباب‌هاست كه بر سطح آب‌هاست *** در دیدگاه من - این ماه پرفروغ كه بی‌تاب می‌رود سیمینه زورقی‌ست كه بر آب می‌رود رخشان شهاب‌ها كه پراكنده می‌خزند - هستند ماهیان سبك‌خیز گرمپوی - كاندر پی شكار، شتابنده می‌خزند ... *** مادر! مرا ببخش. فرزند خشمگین و خطاكار خویش را مادر! حلال كن كه سراپا ندامت است با چشم اشكبار، ز پیشم چو می‌روی سر تا به پای من غرق ملامت است. *** هر لحظه در برابر من اشك ریختی از چشم پر ملال تو خواندم شكایتی بیچاره من، كه با همه اشك‌های تو هرگز نداشت راه گناهم نهایتی *** تو گوهری كه در كف طفلی فتاده‌ای من، ساده‌لوح كودكِ گوهر ندیده‌ام گاهی به سنگ جهل، گهر را شكسته‌ام گاهی به دست خشم به خاكش كشیده‌ام پیش از انقلاب ۵۷ به مدت سی‌سال در رادیو ایران، تهیه‌کننده و مجری برنامه‌های ادبی،‌ شعرخوانی و مشاعره بود. او برای رادیو نمایشنامه‌ هم می‌نوشت. همچنین یکی از نویسندگان و مجریان برنامه‌های فکاهی و انتقادی نظیر «صبح جمعه با شما» برای رادیو بود. مهدی سهیلی در سال ۱۳۶۶ در تهران بدرود حیات گفت.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.