پادگرد
کاور نمایشِ کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد نوشته گابریل گارسیا مارکز
پرده نمایش

نمایشِ کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد نوشته گابریل گارسیا مارکز

۱۸ مهر ۱۴۰۵ · 2 ساعت و 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! پدر آگوستینا که سرهنگ بازنشسته است و در جنگ رشادت‌ها کرده، ۴۰ سال پیش نامش در گروه ارتشی‌ها برای بازنشستگی ثبت شده است. او در کنار همسرش در شرایط بسیار بدی در فقر زندگی می کنند. سرهنگ خروس جنگی پسرش آگوستینا را در خانه نگه داشته است و از آن مراقبت می کند. اگر چه خود غذای کافی برای سیر کردن شکم شان ندارند، غذای خروس را تهیه می کنند. آنها شروع به فروختن لوازم شخصی شان می کنند؛ چیزهایی مانند حلقه‌ی ازدواج، ساعت و ... اکنون ۱۵ سال است که سرهنگ هر جمعه به پست می‌رود، کیسه نامه ها را بررسی می کند اما هنوز نامه ای برای بازنشستگی اش نرسیده و او هربار دست خالی به خانه بر می‌گردد. همسرش تمایل دارد خروس را که نشان از مرگ پسر دارد، بفروشند تا به نوایی برسند؛ اما سرهنگ و هم قطاران پسرش راضی نیستند و روی خروس شرط بندی کرده اند. سرهنگ تصمیم می‌گیرد نزد وکیلش برود و جریان پرونده بازنشستگی‌اش را لغو کند. او، خود، نامه‌ای به وزارت جنگ می‌نویسد و شرایطش را شرح می‌دهد، اما باز هم خبری نمی‌شود. حالا خروس و مسابقه خروس‌های جنگی تنها راه و انتقامی است که می‌شود از مرگ پسر گرفت. * «کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد» عنوان کتابی از گابریل گارسیا مارکز است. او این کتاب را در ۱۹۵۷ در پاریس نوشت؛ در حالی که به لحاظ مالی در شرایط بدی قرار داشت. این اثر در ۱۹۶۱ میلادی منتشر شد. این رمان کوتاه داستان انتظار افراد برای ایجاد تغییری نومیدانه در زندگی آنهاست. . کارگردان: میکائیل شهرستانی ترجمه / اقتباس شنیداری امین قنبری تهیه‌کننده رادیویی عذرا وکیلی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار علی حاجی نوروزی بازیگران مهین نثری , راضیه مومیوند , نگین خواجه نصیر , احمد ایرانی خواه , علی میلانی , مسعود زنوزی راد , احمد گنجی , عباس وفایی , توران مهرزاد , هرمز سیرتی , محمد رضاعلی , شمسی صادقی , مهدی طهماسبی , ناهید مسلمی , علی زرینی , اکبر زنجان پور , مصطفی عبداللهی , بهروز مسروری

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.