
قسمت ۱۶ - راز زندگی جاودان
۹ فروردین ۱۴۰۲ · 15 دقیقه
قصه این دنیا این شکلیه که متولد میشیم، مدتی زندگی میکنیم و در زمانی که برای هیچ کس مشخص نیست، از این دنیا میریم. اما انگار عدهای جاودانه میشن، جسمشون نه، اما یادگاری و اثری

از در پادگرد
یکبار مامان برام تعریف میکردن که در قدیم اعتقاد داشتن که در جایی سری و راز آلود، یه چشمه وجود داره. چشمهی آب زندگانی. هر کس از این آب بخوره هرگز نمیمیره و تا ابد باقی و برقراره. خیلیها همهی عمرشون رو صرف پیدا کردن این چشمه و رسیدن به…
معرفی پادکست
پادکست یادگارها از ۱۶ آذر ۱۴۰۱ همراه شنوندههای پادکست فارسی است. PersianBMS تا امروز ۱۶ اپیزود با محوریت تاریخ، کودک و خانواده منتشر کردهاند.
بهطور میانگین هر ۷ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۳۰۵ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۲۴۵ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: PersianBMS؛ تاریخ، کودک و خانواده

۹ فروردین ۱۴۰۲ · 15 دقیقه
قصه این دنیا این شکلیه که متولد میشیم، مدتی زندگی میکنیم و در زمانی که برای هیچ کس مشخص نیست، از این دنیا میریم. اما انگار عدهای جاودانه میشن، جسمشون نه، اما یادگاری و اثری

۲۴ اسفند ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
بابا گفت: آریا کنجکاو بود که بدونه آب لازم برای آبیاری باغهای مقام اعلی از کجا تامین میشه؟ چون همونطور که میدونید در اون منطقه آب کافی وجود نداره و خشکسالی باعث میشه آبیاری

۱۷ اسفند ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
عمو به آریا گفت: یادته بهت گفتم باید یه چیزهایی رو تجربه کنی تا واسه سرنوشت مخصوصی که برات مقدر شده آماده بشی؟ یادته گفتم گاهی باید سختی بکشی تا بتونی قوی و آزاد باشی؟ و گاهی باید

۱۰ اسفند ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
عمو موهبت روایت یک جوان پاک و خالص به اسم اردشیر رستم پور رو برای آریا تعریف میکنه. جوانی که تقدیر الهی، اون رو با سختی زیاد راهی هندوستان میکنه. انگار که اون جا رسالتی رو داشته

۳ اسفند ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
در حالی که آریا چشم انتظار ورود مهمان ویژه به خونهشون بوده، برای این که گذر زمان کمتر احساس بشه، پوریا براش از تاریخچه نگارش اولین نسخههای مجله ورقا میگه. آریا با چشمای گرد شده

۲۶ بهمن ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
از وقتی که وارد خونه عمو موهبت شدن، آریا تمام حواسش به صندوقچه بزرگ قدیمی کنار کتابخونه بود. طاقت نداشت که عمو اجازه رو صادر کنه و آریا به سراغ گنج تو صندوقچه بره. اما …

۱۹ بهمن ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
دو تا اتفاق خوب پشت سر هم. دوست شدن با تیموری تو مدرسه و آماده بودن تهچین واسه ناهار توی خونه. حالا به قول پوریا باید منتظر سومین اتفاق خوب میشد. پوریا عقیده داشت اتفاقای خوب

۱۲ بهمن ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
آریا سعی کرد به حرف بابا عمل کنه. بابا همیشه میگفت در مقابل کسی که عصبانیه باید سه تا صفت داشته باشی: آروم، مهربون اما منطقی و حالا انگار پسرک در مقابل آریا خیلی عصبانی بود.

۵ بهمن ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
امروز توی مدرسه آریا اتفاقی میافته که تمام آموختههای این مدت در معرض امتحان قرار میگیره و باید تصمیم بگیره که چه عکسالعملی نشون بده.

۲۸ دی ۱۴۰۱ · 15 دقیقه
حسین زرگر گفت: گمان نمیکنم این آخوندا و روحانیون جواب سوالای ما رو بدونن، بیا بریم و یه بهائی پیدا کنیم و از خودشون بپرسیم. مگه شما چی میگید که این قدر ناپسند و بد هست که همه
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها