پادگرد
کاور پادکست شبانه

پادکست شبانه

از در پادگرد

اگه به قصه علاقمندین و شنیدنش هم براتون جذابه؛ اگه قصه‌های کوتاه درباره زندگی خودمون و آدم‌های دوربرمون براتون جالبه، پس به پادکست های ما در شبانه گوش بدین. شبانه پاتوقی یه برای کسانی که قصه دوست دارن و از شنیدنش لذت می‌برن. you can listen…

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ پادکست شبانه

پادکست شبانه از ۶ مهر ۱۳۹۹ همراه شنونده‌های پادکست فارسی است. رضا ضیائی دوستان تا امروز ۴۷ اپیزود با محوریت هنر منتشر کرده‌اند.

به‌طور میانگین هر ۲۴ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۱۰۹ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۱۸۲ دقیقه است؛ با فاصله‌های نسبتاً بلند اما قابل‌پیگیری منتشر شده است.

برای دنبال‌کردن پادکست شبانه می‌توانی سراغ کست‌باکس بروی.

صفحه‌های مرتبط: رضا ضیائی دوستان؛ هنر

اپیزودها

To me you are the moon 2 | ماه من که تو باشی-باشکوه

۱۹ مهر ۱۴۰۲ · 1 دقیقه

محو، گنگ و مدهوش. این بود حال من در اون روزی که داشتی از دور می‌اومدی. تو در زمان و مکان در حرکت بودی و من در بی‌زمانی و بی‌مکانی محض بودم. تو متافیزیک بودی و فیزیک داشتی من فیزیک

To me you are the moon1|ماه من که تو باشی-قرص کامل ماه

۱۷ مهر ۱۴۰۲ · 1 دقیقه

..می‌درخشیدی. مثل قرص کامل ماه. بدون خودنمایی. ستاره‌های چشمک زن جلوه‌ای نداشتند و فقط تو در آسمان شب تابناک بودی. حیرت‌انگیزی می‌دونی؟ معلومه که نمی‌دونی. مثل پرستویی که با خوندش

سال نو مبارک/happy new year

۲۹ اسفند ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

آغاز و پایان دو روی یک سکه اند و هیچ چیز ابدی و ماندگار نیست، تنها ماندگار همیشگی هستی امید است. امید هدیه‌ای‌ست آسمانی؛ شوق تازه شدن و نوشدن در خود دارد و بهار سرآمد همه امیدهای

Mother/مادر

۲ بهمن ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

اگه از ما بپرسن مهم‌ترین معلم زندگی‌تون کیه، فقط یه جواب داریم. اگه به ما بگن مهربون‌ترین آدم زندگی‌تون کیه، بازهم همون یه جواب رو داریم. اگه بگن تو این دنیا کی بیشتر از همه

یلدا

۳۰ آذر ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

آخه بلندی و کوتاهی یه شب چه معنایی می‌تونه داشته باشه؟ مگه چرخیدن‌های بی‌وقفه این سیاره آبی زیبای دوست‌داشتنی دور خودش و خورشید معنا و مفهوم داره؟ اصلن خودش می‌دونه؟ نه نمی‌دونه؛

سکسکه/hiccough

۱۷ شهریور ۱۴۰۰ · 7 دقیقه

سکسکه امانم رو بریده بود؛ تمام طول شبانه روز در حال سکسکه بودم و با هیچ دارویی هم برطرف نمی‌شد. برای همین تصمیم گرفتم خودم وارد عمل بشم. سکسکه رو نصف کردم. به قسمت اولش یه سرکش

مادربزرگ|grandma

۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 5 دقیقه

خونه مادربزرگ با همه خونه‌ها فرق داشت؛ نه به خاطر فضای وسیع و بنای خاطره‌انگیزش، نه به خاطر درخت‌های میوه‌ش که طرفدارهای زیادی داشت، نه به خاطر حال و هوای شاد وکارناوال گونه ای که

ثابتی ی ی ی ی ی ی ی

۲۶ فروردین ۱۴۰۰ · 3 دقیقه

ثابتی سربازی بود قدبلند، لاغر و همدانی که هر روز صبح وقتی که از شستن و سروصورتش فارغ می‌شد و وارد آسایشگاه می‌شد، همون جلوی در می‌ایستاد و در حالی که حوله کوچیکی روی دوشش بود مثل

من شوربختم

۱۹ فروردین ۱۴۰۰ · 4 دقیقه

خدا باید بخت بده؛ بقیه همش حرفه. اگه بختت بلند باشه همه می‌خوانت، می‌شی نُقل هر مجلسی و اگه شوربخت باشی می شی من. درسته که خیلی اهمیت دارم و اگه نباشم خیلی خیلی بد می‌شه ولی چه

مَلی‌ |MALI

۱۶ فروردین ۱۴۰۰ · 5 دقیقه

خونه مَلی‌اینا ته بن‌بست بود و خونه ما تو همون بن‌بست چند تا خونه قبل از خونه مَلی‌اینا. در واقع قبل از انتهای بن‌بست اصلی یه بن‌بست کوچولوی دیگه بود که خونه ما اونجا بود. البته

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.