پادگرد
کاور سایه روشن

سایه روشن

از در پادگرد

سایه‌روشن | پادکست شبانه، دنج و عمیق

سفری بی‌پایان میان نور و تاریکی؛ .

دکلمه‌هایی شاعرانه از جنسِ غم‌ها، حسرت‌ها و نوستالژی‌های فراموش‌شده‌ی ذهن.

هر پنجشنبه ساعت ۹ شب، همسفر شب‌های ما باشید.

«دلتون آروم، تنهاییتون دنج…»

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ سایه روشن

سایه روشن از ۲۶ تیر ۱۴۰۵ همراه شنونده‌های پادکست فارسی است. احمدرضا خلج تا امروز ۱۳ اپیزود با محوریت جامعه و فرهنگ منتشر کرده‌اند.

به‌طور میانگین هر ۸ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۹ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۴۶ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: احمدرضا خلج؛ جامعه و فرهنگ

اپیزودها

نیمکت پارک (شاهد صبور عبور)

۲۳ مهر ۱۴۰۵ · 5 دقیقه

فصل دوم | قسمت دوم: نیمکت پارک؛ شاهدِ صبورِ عبور بعضی آدم‌ها می‌روند، بعضی خاطره‌ها می‌مانند... و بعضی نیمکت‌ها، برای همیشه شاهدِ فاصله‌ای می‌شوند که روزی یک آغوش بود. در دومین

بالکن (مرز میان خانه و شهر)

۱۶ مهر ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

فصل دوم | قسمت اول: بالکن؛ مرزِ میانِ خانه و شهر گاهی برای فاصله گرفتن از دنیا، لازم نیست خیلی دور برویم؛ چند قدم تا بالکن کافی‌ست. در اولین قسمت از فصل دوم «سایه‌روشن»، از اشیای

چمدان (کوله بار رهایی)

۲۶ شهریور ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

فصل اول | قسمت دهم: چمدان؛ کوله‌بارِ رهایی بعضی سفرها با بستن یک چمدان شروع می‌شوند؛ و بعضی سفرها، با تصمیم به سبک‌تر کردن آن. در این قسمت از «سایه‌روشن» سراغ چمدان می‌رویم؛

گلدان کنج اتاق (هنر صبوری و ریشه ها)

۱۹ شهریور ۱۴۰۵ · 4 دقیقه

فصل اول | قسمت نهم: گلدانِ کنج اتاق؛ هنرِ صبوری و ریشه‌ها بعضی رشدها دیده نمی‌شوند؛ چون پیش از آن‌که جوانه‌ای بیرون بیاید، ریشه‌ها باید در تاریکی راه خودشان را پیدا کنند. در این

قاب عکس (انجماد یک ثانیه)

۱۲ شهریور ۱۴۰۵ · 2 دقیقه

فصل اول | قسمت هشتم: قاب عکس؛ انجمادِ یک ثانیه بعضی لحظه‌ها می‌گذرند، اما بعضی از آن‌ها برای همیشه در یک قاب کوچک متوقف می‌شوند. در این قسمت از «سایه‌روشن» سراغ قاب عکس می‌رویم؛

کفش (روایت جاده ها و ماندن ها)

۵ شهریور ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

فصل اول | قسمت هفتم: کفش؛ روایتِ جاده‌ها و ماندن‌ها بعضی چیزها همیشه همراهمان هستند، بی‌آنکه زیاد به حضورشان فکر کنیم؛ مثل کفش‌هایی که تمام راه‌های زندگی را با ما آمده‌اند. در این

پنجره (مرز تماشا و انتظار)

۲۹ مرداد ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

پنجره، مرزی شیشه‌ای میان امنیتِ خانه و زندگیِ جاری در بیرون است؛ جایی برای دیدن، خیال کردن و منتظر ماندن. در این قسمت از «سایه‌روشن» سراغ پنجره می‌رویم؛ یکی از مهربان‌ترین

ساعت مچی (دیکتاتوری ثانیه ها)

۲۲ مرداد ۱۴۰۵ · 2 دقیقه

فصل اول | قسمت پنجم: ساعت مچی ما ساعت را ساختیم تا زمان را اندازه بگیریم؛ اما شاید کم‌کم، این زمان بود که شروع کرد به اندازه گرفتن زندگی ما. در این قسمت از «سایه‌روشن» سراغ ساعت

فنجان چای (هنر تماشای ثانیه ها)

۱۵ مرداد ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

تا حالا شده خیره بشی به بخارِ داغی که از فنجانِ چایت بلند می‌شه و توی هوا محو می‌شه؟فنجان چای، بهانه‌ای است برای متوقف کردنِ زمان. در میان بدو‌بدوهای این زندگیِ بی‌رحم، دست‌هایت

چتر (سقفی به اندازه تنهایی ما)

۸ مرداد ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

چترها عجیب‌ترین سقف‌های دنیا هستند؛ سقف‌های متحرکی که فقط برای «یک نفر» جا دارند. زیر باران، وقتی چترت را باز می‌کنی، انگار یک قلمروِ کوچک و مستقل برای خودت ساخته‌ای. دیواری از

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.