
مبارزات سردار رشید قسمت 7
۱ آذر ۱۴۰۴ · 14 دقیقه
من باید به عنوان هاشم خودم معرفی میکردم. و اون صادق. من سید هاشم بودم و حالا سیدش رو نمیدونم بچه ها برای چی روی من گذاشته بودن، میگفتن سید به تو میاد.

از در پادگرد
🎙️ سلام! خوش اومدی به عبرت پادکست اینجا قراره با هم بریم سراغ یه بخش مهم ولی کمتر شنیدهشده از تاریخ معاصر ایران؛ داستان آدمایی که بهخاطر فکر و عقیدهشون، سالهایی از عمرشون رو تو زندون گذروندن. زندونیهای سیاسی قبل از انقلاب، با…
معرفی پادکست
راهروی پلاک از ۲۶ تیر ۱۴۰۴ به جمع پادکستهای فارسی پیوسته است. این برنامه از miladmolana حالا ۹ اپیزود در موضوع هنر، داستان، تاریخ در آرشیو پادگرد دارد.
بهطور میانگین هر ۱۶ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۳۳۷ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۹۷ دقیقه است؛ معمولاً با ریتمی منظم منتشر شده است.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: miladmolana؛ هنر، داستان، تاریخ، هنرهای نمایشی، درام

۱ آذر ۱۴۰۴ · 14 دقیقه
من باید به عنوان هاشم خودم معرفی میکردم. و اون صادق. من سید هاشم بودم و حالا سیدش رو نمیدونم بچه ها برای چی روی من گذاشته بودن، میگفتن سید به تو میاد.

۱ آذر ۱۴۰۴ · 13 دقیقه
من باید به عنوان هاشم خودم معرفی میکردم. و اون صادق. من سید هاشم بودم و حالا سیدش رو نمیدونم بچه ها برای چی روی من گذاشته بودن، میگفتن سید به تو میاد.

۱ آذر ۱۴۰۴
همینطور و همه اتاق رو ور میرفتم با چشمام. موقعی که نشستم بعد از سجده، تشهد بگم چشمم افتاد زیر تخت و یچیزی شبیه شناسنامه دیدم. نباید اینکار رو میکردم. ولی دستم رفت زیر تخت. دیدم

۱ آذر ۱۴۰۴ · 12 دقیقه
کی دو ملاقات با ایشون داشتم تو یه ملاقات که ملاقات خوبی نبود، خاطره بدی توی ذهنم موند. رفتند و روحانی مسجد ما رو آوردند . روحانی مسجد ما پسر آیت الله بزرگی بود مثل آیت الله موعظی.

۱ آذر ۱۴۰۴
آروم آروم این دو سه روز برای ما معلوم شد بچه ها چی گفتن و ساواکی ها چقدر از ما اطلاعات دارن.یمدت ما رو اونجا نگه داشتن. شبا یه کسی بود که فامیلی اون تاتار بود. مثل اینکه نگهبان

۱ آذر ۱۴۰۴ · 14 دقیقه
آقای سعید احمد آوایی با یک برادری در تماس بود که ظاهرا او را لود داده بود و اسم او را نمی شود گفتو خانوادتا هم باید در دزفول باشند. او فهمیده بود که سید احمد آوایی فعالیت هایی

۱ آذر ۱۴۰۴ · 13 دقیقه
آقای سعید احمد آوایی با یک برادری در تماس بود که ظاهرا او را لود داده بود و اسم او را نمی شود گفتو خانوادتا هم باید در دزفول باشند. او فهمیده بود که سید احمد آوایی فعالیت هایی


جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها