
رونوشت بدون اصل
۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 4 دقیقه
این کتاب روابط عمیق انسانی و فلسفی و در بعضی از بخشها موضوعهای اجتماعی را در بر میگیرد؛میتوان گفت نویسنده این کتاب از ابتدا تا انتها شخصیت اصلی میباشدکه در موقعیتهای متفاوت

از در پادگرد
چه دانستم که این سودا
مرا زین سان کند مجنون
معرفی پادکست
اگر میخواهی رادیو سودا را بهتر بشناسی، نقطهٔ شروعش در آرشیو پادگرد به ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ میرسد. این برنامه از رادیو سودا حالا ۱۰ اپیزود در موضوع هنر دارد.
بهطور میانگین هر ۱ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۴۱۱ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۷۵ دقیقه است؛ از پادکستهای پرکار فارسی به حساب میآید.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: رادیو سودا؛ هنر

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 4 دقیقه
این کتاب روابط عمیق انسانی و فلسفی و در بعضی از بخشها موضوعهای اجتماعی را در بر میگیرد؛میتوان گفت نویسنده این کتاب از ابتدا تا انتها شخصیت اصلی میباشدکه در موقعیتهای متفاوت

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 4 دقیقه
در سحرگاه سرد زمستانی سال ۱۴۹۲ میلادی، مه غلیظی بر دامنه های سیرا نوادا مینشست. در قصر طلایی الحمرا، ابو عبدالله محمد دوازدهم، آخرین پادشاه مسلمان اسپانیا، با دستانی لرزان و چهره

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 3 دقیقه
خانواده شاهدخت صاحب دو دختر جسور و قوی هستند،در مقابل پسری ندارند که بر اساس عقاید خرافه و گذشتگانشان به عنوان جانشین بر تخت پادشاهی بنشانند؛پادشاه قصد دارد دختر بزرگ خود را

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 3 دقیقه
این فیلم داستان زنی بنام ماریا را روایت میکند که چهار فرزند دارد و با مشکلات و چالشهای خانوادگی و کاری دستوپنجه نرم میکند. اپیزودی دیگر از سری پادکست های معرفی فیلم و سریال

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 2 دقیقه
شمعدونی پشت پنجره رنگین کمون رو باور داشت،اما لحظهای که بارون بارید ماه تو آسمون بود؛انتظار نفس میکشید، ولی زمان یواش یواش از حرکت کردن دست کشیده بود! اپیزودی دیگر از سری

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 10 دقیقه
استاد نیما به یاد قدیم که توی اتاقش می نشست و شعر بی قافیه می گفت و چای هورت می کشید، حالا داخل کافه ای دنج که ماه ها خلوت گاهش شده، کنار پنجره ای رو به حیاط کوچک کافه نشسته بود و

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 7 دقیقه
خاطرات انگار با تنهایی عجین شدهاند؛ وسطِ شهر میانِ شلوغیِ آدمهایی که برایت آشنا نیستند ردِّ خندههایی بغضِ گلویت را میفشارند امّا هر چهقدر جست و جو میکنی به هیچ چیز

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 12 دقیقه
اینبار یه مسافرت در پیش داریم به قشنگ ترین فصلِ درخت های جنگل. خودت رو ببین که قدم میزنی کنار یه جاده ی بلند. دو طرف جاده بارون خورده و خاک کنار جاده پر رنگ تر شده،بوی نم خاک و

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 21 دقیقه
زمستان سال اولی که گچ نقطه ای از سقف خانه سوراخ شده بود، زن، عمیقا نمیخندید. زمستان سال دوم که سوراخ بزرگ تر شده بود، زن اصلا نمی خندید. زمستان سال سوم، اطرافِ سوراخِ عمیق روی

۱۷ شهریور ۱۴۰۴ · 4 دقیقه
من دریایِ ریخته شده توی استکان آدماییم که یه لیوان آبِ نیم خورده میخواستن تا به نیمه ی پرش نگاه کنن من زخمیِ سنگی ام که به سینه میزدم من همون کاکتوسی ام که سالی یه بارم بهش سر
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها