
Sedaye paye bahar
۱ خرداد ۱۴۰۰ · 11 دقیقه
بهار برای هرکداممان یک روز از راه رسیده،یک روز که حواسمان نبوده یا شاید روزی که مدتها به انتظارش نشسته ایم! بهار برای هرکداممان قصه ای دارد و در چمدانش سوغاتی دارد که دلمان برایش

از در پادگرد
رادیو لاژورد تصویری که میتوانید بشنوید. یک تجربه ی شنیداری متفاوت برای کسانی که میخواهند دقایقی از میان خانه ناپیدید شده و با ما در میان یک اتفاق چشم باز کنند. در میان جنگ تیر بخورند، کنار ساحل چشم باز کنند یا فقط یک شلوغی ساده را بشنوند.…
معرفی پادکست
اگر میخواهی رادیو لاژورد را بهتر بشناسی، نقطهٔ شروعش در آرشیو پادگرد به ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ میرسد. این برنامه از radio lazhvard حالا ۹ اپیزود در موضوع داستان، سرگرمی و اوقات فراغت دارد.
بهطور میانگین هر ۴۸ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۹۸۱ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۱۳۷ دقیقه است؛ در گروه پادکستهای کمکارتر قرار میگیرد.
برای دنبالکردن رادیو لاژورد میتوانی سراغ کستباکس بروی.
صفحههای مرتبط: radio lazhvard؛ داستان، سرگرمی و اوقات فراغت

۱ خرداد ۱۴۰۰ · 11 دقیقه
بهار برای هرکداممان یک روز از راه رسیده،یک روز که حواسمان نبوده یا شاید روزی که مدتها به انتظارش نشسته ایم! بهار برای هرکداممان قصه ای دارد و در چمدانش سوغاتی دارد که دلمان برایش

۵ دی ۱۳۹۹ · 18 دقیقه
گاهی رد پای یک داستان در دل تاریخ ماندگار میشود. همانند داستان دختران قلعه گلاب، در دشت ماهور، که بیش از دویست سال پیش در زمان سلطنت قاجار به وقوع پیوست، اما هنوز هم در دل مردمان

۲۰ مهر ۱۳۹۹ · 12 دقیقه
میا دست بر خطوط طلایی روی جلد کتاب میکشد ((جهان در تاریکی -نوشته سارگن اولین پادشاه گانول)) من دیدم که رشد موهای رایمون بعد از مرگش هم ادامه می یابد و آنقدر بلند می شود تا روزی

۱۳ مهر ۱۳۹۹ · 14 دقیقه
🎧پادکست گانول 📎اپیزود دوم . جویندگان کتاب جهان در تاریکی، پس از عبور از جنگل ریموند فارست، مرداب و گورستان اطراف آن و پشت سر گذاشتن سختی های مسیر، وارد دهکده گانول شدند...

۲۶ شهریور ۱۳۹۹ · 23 دقیقه
در عبور از گورستان مه آلود، نیکلاس لِموری طوسی با دمی راه راه را می بیند که به جز چشمان زرد رنگش، تمام بدن آن مانند مجسمهای خشک شده است و تکان نمی خورد. او میایستد و براندون که

۲۶ مرداد ۱۳۹۹ · 15 دقیقه
همیشه خیال میکنم که وسط خیابون دارم راه میرم. سرامیک سفیدای کف اتاق با دیوارای سفیدش همیشه شبیه زمستون سرد و بی روحه. امروزم میخواستم مثل همیشه برم تو خیابون اما این دیوارا زود

۱۸ تیر ۱۳۹۹ · 20 دقیقه
و برای او در آن تاریکی ترسناک یک لامپ صد ، می توانست روزنه ی امیدی باشد به وسعت یک کویر...


۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 7 دقیقه
مهم نیست که نگهبان تو الان کجاست.توآسمونا؟توی قلبت؟یا شاید شبیه به یک تنه درخته؟ مهم اینه که تو بهش اعتقاد داری و نگاهش میکنی. آخرین بازمانده یک جنگ همون کسیه که لحظه آخر به
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.