پادگرد
کاور رادیو لاژورد

رادیو لاژورد

از در پادگرد

رادیو لاژورد تصویری که میتوانید بشنوید. یک تجربه ی شنیداری متفاوت برای کسانی که میخواهند دقایقی از میان خانه ناپدید شده و با ما در میان یک اتفاق چشم باز کنند. در میان جنگ تیر بخورند، کنار ساحل چشم باز کنند یا فقط یک شلوغی ساده را بشنوند.…

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

همهٔ راه‌های شنیدن

معرفی پادکست

دربارهٔ رادیو لاژورد

رادیو لاژورد از ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ به جمع پادکست‌های فارسی پیوسته است. این برنامه از رادیو لاژورد حالا ۱۰ اپیزود در موضوع هنر در آرشیو پادگرد دارد.

به‌طور میانگین هر ۴۲ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۹۸۴ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۱۵۲ دقیقه است؛ با فاصله‌های نسبتاً بلند اما قابل‌پیگیری منتشر شده است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: رادیو لاژورد؛ هنر

اپیزودها

صدای پای بهار

۱ خرداد ۱۴۰۰ · 11 دقیقه

بهار برای هرکداممان یک روز از راه رسیده،یک روز که حواسمان نبوده یا شاید روزی که مدتها به انتظارش نشسته ایم! بهار برای هرکداممان قصه ای دارد و در چمدانش سوغاتی دارد که دلمان برایش

ایران دخت

۵ دی ۱۳۹۹ · 18 دقیقه

گاهی رد پای یک داستان در دل تاریخ ماندگار میشود. همانند داستان دختران قلعه گلاب، در دشت ماهور، که بیش از ۲۰۰ سال پیش در زمان سلطنت قاجار به وقوع پیوست، اما هنوز هم در دل مردمان

کیمونو 1

۱ آبان ۱۳۹۹ · 15 دقیقه

"برای بهبود کیفیت از هدفون استفاده کنید" ? ?پادکست کیمونو ?اپیزود یکم نائوکو عکس پدرش را در کشوی اول کمدی گذاشته بود که در ورودی خانه قرار داشت. اما موقع برداشتن آن متوجه نامه ای

گانول اپیزود پایانی

۲۰ مهر ۱۳۹۹ · 12 دقیقه

?پادکست گانول ?ا‌پیزود سوم میا دست بر خطوط طلایی روی جلد کتاب می‌کشد. ((جهان در تاریکی -نوشته سارگن اولین پادشاه گانول)) من دیدم که رشد موهای رایمون بعد از مرگش هم ادامه می یابد و

گانول2

۱۳ مهر ۱۳۹۹ · 14 دقیقه

?پادکست گانول ?ا‌پیزود دوم جویندگان کتاب جهان در تاریکی، پس از عبور از جنگل ریموند فارست، مرداب و گورستان اطراف آن و پشت سر گذاشتن سختی های مسیر، وارد دهکده گانول شدند...

گانول

۲۷ شهریور ۱۳۹۹ · 23 دقیقه

در عبور از گورستان مه آلود، نیکلاس لِموری طوسی با دمی راه‌راه را می بیند که به جز چشمان زرد رنگش، تمام بدن آن مانند مجسمه‌ای خشک شده است و تکان نمی خورد. او می‌ایستد و براندون که

درهای آبی

۲۶ مرداد ۱۳۹۹ · 15 دقیقه

همیشه خیال میکنم که وسط خیابون دارم راه میرم. سرامیک سفیدای کف اتاق با دیوارای سفیدش همیشه شبیه زمستون سرد و بی روحه. امروزم میخواستم مثل همیشه برم تو خیابون اما این دیوارا زود

تعاونی 13

۱۸ تیر ۱۳۹۹ · 20 دقیقه

و برای او در آن تاریکی ترسناک یک لامپ صد ، می توانست روزنه ی امیدی باشد به وسعت یک کویر...

قبیله ای دور

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 7 دقیقه

مهم نیست که نگهبان تو الان کجاست. تو اسمونا؟ توی قلبت؟ یا شاید شبیه به تنه یک درخته..؟ مهم اینه که تو بهش اعتقاد داری و نگاهش میکنی. آخرین بازمانده ی یک جنگ، همون کسیه که لحظه ی

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.