پادگرد
کاور رادیو آکبند

رادیو آکبند

از در پادگرد

رادیو آکبند متشکل ازیک تیم آهنگساز، یک تیم صداپیشه و یک تیم نویسنده از دانشجویان عرصه نمایشه که سعی میکنن برای شما بهترینها رو خلق کنن.

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ رادیو آکبند

رادیو آکبند از ۲۴ دی ۱۴۰۰ به جمع پادکست‌های فارسی پیوسته است. این برنامه از Mehran Zolfaghari حالا ۱۰ اپیزود در موضوع داستان، داستان کمدی در آرشیو پادگرد دارد.

به‌طور میانگین هر ۱۵ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۶۱۲ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۹۴ دقیقه است؛ معمولاً با ریتمی منظم منتشر شده است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: Mehran Zolfaghari؛ داستان، داستان کمدی

اپیزودها

قسمت دهم: اونجا که روز نیست بود

۶ خرداد ۱۴۰۱ · 12 دقیقه

من بهترین بابای دنیا می­شم سو. بهت قول میدم! هر روز یه صبحونه مفصل و کارتون­ های جذاب. دوچرخه سواری، گردش، تاب­ بازی... اصلا با هم میریم ماهیگیری چرا که نه؟ من همه­ چی رو بهش یاد

قسمت نهم: اونجا که کیو خیانت کرد

۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 7 دقیقه

چند گرم سزیوم، عطسه اسب قهوه ­ای، گریه انسان، یه ذره آهک و چند گرم سولفات منیزیوم، یه ذره آب هم باید بریزم، عالی شد. تو نابغه ­ای دکتر! این میتونه سنگ رو هم به حرف بیاره،

قسمت هشتم: اونجا که سرباز حالش خوب بود

۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 11 دقیقه

خب آقای سرباز. وقتشه خیلی از حقایق رو فاش کنید. این همه سال اتقاق­ های مختلف رو از همه پنهون کردین. هیچکس نمی­دونه دقیقا توی اون اداره کوفتیتون چی می­گذره. شما همه­ تلاشتون رو

قسمت هفتم: اونجا که پاچ بود و گربن توگ

۶ اسفند ۱۴۰۰ · 14 دقیقه

روز بخیر آقای گربن‌توگ. خبر جدیدی به دستم نرسیده. از پرونده این گروگان‌گیری مدارک زیادی وجود نداره. اداره پلیس هیچ‌وقت چیزی رو فاش نمی‌کنه. این سیاست ژنرال قابل تأمله. احساس

قسمت ششم: اونجا که پیدا شد

۲۹ بهمن ۱۴۰۰ · 6 دقیقه

ژنرال! ما بدون شما چیکار کنیم قربان؟ شما کل زندگیتون رو وقف این شهر کردین! راز موفقیت ما چیه؟ تعداد مدال­ های ژنرال؟ دست تنها شدم! قربان بیدار شین. آروم باش سرباز. تو می­تونی. قوی

قسمت چهارم: اونجا که نمک از راه رسید

۱۵ بهمن ۱۴۰۰ · 8 دقیقه

خانم دیشب بعد تماس­ شما ما اون همسایه­ دیوونه ­تون رو دستگیر کردیم. آدم مشکوکیه. میگه فراموشی دارم، باید به فوفو زنگ بزنم، امروز قرار کاری دارم... خلاصه همچی میگه جز اینکه با

قسمت سوم: اونجا که تی تی نمیدونست

۸ بهمن ۱۴۰۰ · 6 دقیقه

این شهر و آدم­ هاش شبیه یه خوابن. اولین جایی که همه­چی سر جاش پیدا می­شه. من فکر می­کنم مرد­م. اینجا بجای پول لبخند می­زنن. این خاص ­ترین احساسیه که تا حالا دیدم. درست مثل

قسمت دوم: اونجا که شهردار بود و سو

۱ بهمن ۱۴۰۰ · 9 دقیقه

همشهری‌های عزیز سلام! خوشحالم که شما رو‌ اینجا می‌بینم. من و همسرم آقای سو از امروز شما رو‌ هر وقت بخواید یه فنجون اسپرسو مهمون می‌کنیم. اینجا میزبان قرارهای عاشقانه شماست!

قسمت اول: اونجا که مگس در زد

۲۴ دی ۱۴۰۰ · 5 دقیقه

یه روز دیگه. دوباره زنگ لعنتی مدرسه خیابون هوپیتال و صدای سگ خانم گرمی! شاید امروز خودم رو یه کره بادوم ­زمینی مهمون کنم. شاید هم دوش آب گرم یا گوش دادن به سمفونی شماره سه. شاید

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.