
نامه دهم | باهم، یعنی فراتر از من و تو
۱۹ مهر ۱۴۰۵ · 18 دقیقه
اپیزود دوازده نامیرا، باهم یعنی من و تو، و این شیرینترین کلمهی این روزهای من بود. باهم تمامِ گرههای زندگیام باز میشوند. راوی: سارا کرفی نویسنده و تنظیم کننده: نرجس خزایی نژاد

از در پادگرد
برای گفتن از عشق به کاغذ پناه بردیم.
پناهگاهی که بعد از آخرین نفس هم نامیرا باقی ماند
حمایت از ما:
https://hamibash.com/namira.podcast
برای تبلیغات صوتی و اسپانسرینگ پادکستهای فارسی، به شنوتو مراجعه کنید.
Hosted on SHENOTO
معرفی پادکست
نامیرا از ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ همراه شنوندههای پادکست فارسی است. نامیرا و Namira تا امروز ۱۳ اپیزود با محوریت هنر، داستان، کتاب منتشر کردهاند.
بهطور میانگین هر ۷۵ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱۳ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۲۲۹ دقیقه است؛ در گروه پادکستهای کمکارتر قرار میگیرد.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: نامیرا، Namira؛ هنر، داستان، کتاب، درام، تلویزیون و سینما

۱۹ مهر ۱۴۰۵ · 18 دقیقه
اپیزود دوازده نامیرا، باهم یعنی من و تو، و این شیرینترین کلمهی این روزهای من بود. باهم تمامِ گرههای زندگیام باز میشوند. راوی: سارا کرفی نویسنده و تنظیم کننده: نرجس خزایی نژاد

۵ تیر ۱۴۰۵ · 25 دقیقه
اپیزود یازده نامیرا، فاصلهای بین دستهای من و تو نمانده، حالا "ما " شده بودیم! طوری کنارم بمان که؛ قصهی عشقمان مثل شایعهای در یک روستا بزرگ شود. راوی و تنظیم کننده: سارا کرفی

۲۴ آذر ۱۴۰۴ · 17 دقیقه
اپیزود ده نامیرا، برای رسیدن به آغوشِ تو، شبیه تو شدن رو انتخاب کردم. سو جانسون توی کتاب محکم در آغوشم بگیر میگه؛ [وقتی قلبتان با شما حرف میزند، از حرفهایش یادداشت بردارید] و

۲۸ مهر ۱۴۰۴ · 27 دقیقه
اپیزود نه نامیرا، تو آفریده شده بودی تا من پیامبر دینم رو خودم انتخاب کنم. من میدونم هیچ پلی نمیتونه من رو از تو عبور بده، اما؛ یه چیزی رو خیلی خوب میدونم. اینکه تو آفریده شدی تا

۱۷ تیر ۱۴۰۴ · 15 دقیقه
اپیزود هشت نامیرا، نیازی بود که با یک بار دیدنت رفع نمیشد، پس برایت نوشتم. گاهی هوایی که میشوم، قلبم تو را صدا میزند و من برای سکوتِ قلبِ دلبستهام فقط میتوانم به کلمات پناه

۲۷ اسفند ۱۴۰۳ · 13 دقیقه
اپیزود هفت نامیرا، کلمات را در کنار هم چیدم تا بگویم آمدم تو را با خود ببرم، اما؛ سکوت برچسبی بود که بر لبهایم زدم. من معنای عشق را در چشمانی یافتم که هربار نگاهم میکردند به

۲ بهمن ۱۴۰۳ · 19 دقیقه
اپیزود شش نامیرا، دلبستهی دیداری بودم که آبان را تغییر دهم. اما؛ دِلبَستَن کافی نبود. گاهی میبینی... میشنوی... نزدیک میشوی... با همهی سلولهای تنت میخواهی... اما؛ جوهر قلمِ

۱۱ آذر ۱۴۰۳ · 17 دقیقه
اپیزود پنج نامیرا، خواستیم به بدنامی پاییز پایان ببخشیم، اما؛ آبان شد! داستانی که شروع کرده بودیم به بلندی هم رسید شاید آن طرف قله کوهی دیگر باشد شاید هم صحرا... راوی و تنظیم

۱۷ شهریور ۱۴۰۳ · 14 دقیقه
اپیزود چهار نامیرا، برای خیالی که نه گفته شد، نه از سر بیرون اومد. هر عشقی دو طرف داره یک نفر عاشقه، یک نفر معشوق... اما؛ این عشق دو عاشق داشت که یک نفر سکوت کرد، یک نفر ساکت

۱۹ مرداد ۱۴۰۳ · 21 دقیقه
اپیزود سه نامیرا، برای تک تک فاصلههایی که اگر نبودند، عشق، نفس کشیدن را از یاد نمیبرد. خواستیم ابراز کنیم که فاصلهها را برداریم، اما نگفتیم که نکند از یاد برویم. داستانِ این
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها