
مجاز | شماره سیزده | او و ساعت هایش
۲ دی ۱۴۰۴ · 47 دقیقه
این یک کلاژ است از او. اویی که هست و نیست. اویی که یک وقت هایی همه چیز است و یک وقت هایی هیچ چیز نیست. اویی که شاید خود آدم باشد، شاید یک درخت و شاید یک او! یک اوی منسجم از تماشای

از در پادگرد
در جهت دیدن آنچه هست.
برای تبلیغات صوتی و اسپانسرینگ پادکستهای فارسی، به شنوتو مراجعه کنید.
Hosted on SHENOTO
معرفی پادکست
مجاز از ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ همراه شنوندههای پادکست فارسی است. اسماعیل باستانی تا امروز ۱۳ اپیزود با محوریت هنر، سرگرمی و اوقات فراغت، جامعه و فرهنگ منتشر کردهاند.
بهطور میانگین هر ۵۰ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۳۰۵ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۸۶۰ دقیقه است؛ در گروه پادکستهای کمکارتر قرار میگیرد.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: اسماعیل باستانی؛ هنر، سرگرمی و اوقات فراغت، جامعه و فرهنگ، فلسفه

۲ دی ۱۴۰۴ · 47 دقیقه
این یک کلاژ است از او. اویی که هست و نیست. اویی که یک وقت هایی همه چیز است و یک وقت هایی هیچ چیز نیست. اویی که شاید خود آدم باشد، شاید یک درخت و شاید یک او! یک اوی منسجم از تماشای

۲ دی ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 21 دقیقه
این شماره از مجاز ترکیب چند خرده روایت است از پاییز. خرده روایتهای شخصی که میشود در هر جمعی بخشی یا حتی همهی آن را دید! خرده روایتهایی که هست و نیست زندگیاند. خرده روایتهایی

۶ شهریور ۱۴۰۴ · 52 دقیقه
گم شدن فعل عجیبی ست و شاید در هر روز، چندین و چندبار در راه خانه، در مسیر اداره، داخل کافه، توی خانه، کنار عزیزانمان، یکهو گم بشویم و برای پیدا شدنمان روزها و هفته ها و ماه ها و

۲۲ تیر ۱۴۰۴ · 56 دقیقه
من و ما نسل عجیبی هستیم که در طول عمر خود تا به این لحظه چیزهای غریبی دیدیم. مگر یک آدم قرار است توی زندگی کوتاهش چقدر ساحت برای تماشا داشته باشد؟ ما، ما که بین دو قرن و چند جنگ

۱۴ فروردین ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 3 دقیقه
مجاز | شماره نه | چون ابر در بهاران این پادکست خیلی غمگین است. خیلی غمگین. برای همین شاید باید توصیه کنم که آن را نشنوید. اما شاید هم باید شنیدش! شاید قرار باشد هم گریه ی هم

۱۴ فروردین ۱۴۰۴ · 53 دقیقه
مجاز | شماره هشت | ما را به رندی شماره هشتم مجاز یک اتفاق منحصر به فرد است برای من. اتفاقی که سرشار است از لحظه هایی ناب که زندگی شان کردم. "ما را به رندی" اجرای زنده ای ست پیش

۱۴ فروردین ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 19 دقیقه
مجاز | شماره هفت | بابا راستش توی این چند وقت، اتفاق های عجیبی برای من و ما افتاد. اتفاق هایی که آدمی شاید در ذهنش بارها و بارها آنها را مرور کرده باشد اما وقت مواجهه ببیند که نه!

۱۴ فروردین ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 10 دقیقه
مجاز | شماره شش | تهران، لوبیتل، چشمهای تو خرده روایت هایی از شهر، زندگی و عشق تهران، لوبیتل، چشم های تو | نام اولین مجموعه شعر من است. دنیایی که در میان جهان کلمات جان گرفت و

۶ خرداد ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 5 دقیقه
مجاز | شماره پنج | تن به تن در ستایش آغوش و بوسه خیلی وقتها خیلی چیزها را نمیدانیم. راستش قرار هم نیست که بدانیم همه چیز را. مهم این است که هر آنچه که باید را درست انجام دهیم.

۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 13 دقیقه
مجاز | شماره چهار | در عکس زنده میمانیم عکسها به شکل بی رحمانهای زنده اند! چه تو صاحب آن عکس باشی و خودت یکی از سوژههای عکس چه نه! وقتی عکسی را تماشا میکنی یکهو کلی صدا
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها