
18- دوشنبه، 11 آوریل 2005
۵ فروردین ۱۴۰۳ · 2 دقیقه
داریم یک پسربچۀ 10ساله را برای جراحی پارگی آپاندیس، مستقیماً از اورژانس به اتاق عمل میبریم. «کالین» پزشک جذابی که دانشجوی دورۀ فوق تخصص است، مشغول اجرای دورۀ عملی بسیار ویژه ای

از در پادگرد
در سال 2010، بعد از شش سال دورۀ آموزشی و بیش از شش سال دست و پنجه نرم کردن با بیماران و رخدادهای مختلف در بخشهای بیمارستان، شغل پزشکی را رها کردم. پدر و مادرم هنوز مرا به خاطر این کار نبخشیدهاند. بههرحال، مرا به خاطر اینکه همین اول…
معرفی پادکست
قراره درد داشته باشه از ۲۷ دی ۱۴۰۲ همراه شنوندههای پادکست فارسی است. نشر صوتی پدرام تا امروز ۱۹ اپیزود با محوریت داستان، داستان کمدی منتشر کردهاند.
بهطور میانگین هر ۴ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۹۴۵ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۷۲ دقیقه است؛ از پادکستهای پرکار فارسی به حساب میآید.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: نشر صوتی پدرام؛ داستان، داستان کمدی

۵ فروردین ۱۴۰۳ · 2 دقیقه
داریم یک پسربچۀ 10ساله را برای جراحی پارگی آپاندیس، مستقیماً از اورژانس به اتاق عمل میبریم. «کالین» پزشک جذابی که دانشجوی دورۀ فوق تخصص است، مشغول اجرای دورۀ عملی بسیار ویژه ای

۵ فروردین ۱۴۰۳ · 4 دقیقه
سه شب پیش، بیماری به نام MJ را پذیرش کردم؛ مردی بی خانمان در محدودۀ 50 سالگی، که دچار مشکلات حاد لوزالمعده است. این سومین باری بود که پس از شروع به کار در اینجا او را به خاطر

۲۰ اسفند ۱۴۰۲ · 1 دقیقه
"متأسفانه باید بگویم که احتمالاً سرطان دارید..." یا "ما هر کاری از دستمان برمی آمد انجام دادیم..." چیزهایی بدتر از دادن این دو خبر ناگهانی نیز وجود دارد. هیچ چیز نمیتواند شما

۲۰ اسفند ۱۴۰۲ · 2 دقیقه
با H و چند نفر از رفقا برای شما بیرون آمده ایم؛ یک پیتزافروشی با نمای بیرونی آجری، غرق در نور نئون، منوهایی داخل تخته شاسی، سیستم سفارشی با پیچیدگیهای بیهوده و بدون حضور تقریباً

۱۵ بهمن ۱۴۰۲ · 2 دقیقه
دارم بیماری را پس از «لاپاراسکوپی» [1] از بیمارستان مرخص میکنم. برایش گواهی میکنم که 2 هفته مرخصی استعلاجی بگیرد. از من میخواهد گواهی اش را به یک ماه افزایش دهم. میخندم، اما

۱۱ بهمن ۱۴۰۲ · 3 دقیقه
جایزۀ پایان دورۀ 6 ماهۀ کارورزی ام در اورژانس و آغاز دورۀ کارورزی ام در بخش جراحی، مواجهه با پوست کنده شدۀ یک بیمار بود. چیزی که واقعاً برای اولین بار میدیدم. این زخمها

۱۱ بهمن ۱۴۰۲ · 3 دقیقه
امشب جان یک نفر را نجات دادم. صدای زنگولکم درآمد تا بیمار بستری شدۀ 68 سالهای را ببینم که چیزی نمانده بود جان به جان آفرین تسلیم کند؛ زنگ هشدار کنار تختش را فشرده و از پشت شیشه

۶ بهمن ۱۴۰۲ · 2 دقیقه
موادفروش حرامزادۀ عزیز، طی چند شب گذشته، مجبور به پذیرش سه بیمار شدهایم که بدنشان مثل کویر بیآب شده بود، به علت افت شدید فشار خون از حال رفته بودند و «الکترولیت» [1] خونشان

۶ بهمن ۱۴۰۲ · 1 دقیقه
هرچه که از نظر اوقات فراغت دچار کمبود هستیم، اما داستانهایی که در مورد بیماران داریم آن را جبران میکند. امروز در «مستراح پزشکان» [1] در خلال صرف نهار در حال تبادل داستانهایی

۶ بهمن ۱۴۰۲ · 5 دقیقه
باید از خودم تعریف کنم که وقتی امروز در بخش، بیماری که داشتم ویزیت میکردم بهطور غیرمنتظره مقدار خیلی زیادی خون از دهانش به بیرون و روی پیراهن من پاشید، وحشت نکردم. و البته باید
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها