
ebrambegoo-28 (نیست، ولی انبوه است)
۶ فروردین ۱۴۰۱ · 5 دقیقه
قسمت بیست و هشتم ابرام بگو نیست، ولی انبوه است موزیک متن: Mariage d'amour اثر: Richard Clayderman

از در پادگرد
ابرام بگو
معرفی پادکست
اگر میخواهی ebrambegoo را بهتر بشناسی، نقطهٔ شروعش در آرشیو پادگرد به ۷ مرداد ۱۳۹۸ میرسد. این برنامه از تیم سازندهٔ آن حالا ۲۰ اپیزود در موضوع جامعه و فرهنگ، روایتهای شخصی دارد.
بهطور میانگین هر ۵۱ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۶۷۳ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۱۰۵ دقیقه است؛ در گروه پادکستهای کمکارتر قرار میگیرد.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: جامعه و فرهنگ، روایتهای شخصی

۶ فروردین ۱۴۰۱ · 5 دقیقه
قسمت بیست و هشتم ابرام بگو نیست، ولی انبوه است موزیک متن: Mariage d'amour اثر: Richard Clayderman

۲ شهریور ۱۴۰۰ · 6 دقیقه
یه شب با ابرام نشسته بودیم پای آتیش امراض چینی، سرفه میکردیم و گرم صحبت هذیون میگفتیم. وسطهاش گفتم ببین ابرام اینها که داریم میگیم حرف حساب نیستها، داریم خلط مبحث میکنیم

۵ خرداد ۱۴۰۰ · 5 دقیقه
ابرام هر روز میاومد دفترم رو میگرفت، توش تخم شک میکاشت، میرفت. من میموندم و یه سؤال دیگه که با قبلیها میشد یه دنیا حیرت و احتمال. مثل یه بذری که تحت یه شرایط خیسی از خاک

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 9 دقیقه
پاهایی که کفش را میزنند چنانکه در تذکرهی کاتبان آمده که نوادگان آدم انگاریده بودند دنیا پایان ندارد و چاروق و گرزن کسوت دنیا پارگی و اقاله نمیشناسد! با منزل به منزل شدن هر

۳ دی ۱۳۹۹ · 3 دقیقه
چهل و دو به شک ابرام یه مدتی بود که نبود… بود، اما پیش ما نبود. دیدهین وسطهای کار آدم یهو به شک میافته که اگه نشه چی؟! اگه همهش کشک باشه چی؟ ابرام هم یه همچین جاهایی بود.

۱ شهریور ۱۳۹۹ · 4 دقیقه
تفاسیدن ایام هوا گرم بود و همهچیز کش میاومد… ماسک میزدیم که ایام به عافیت بگذره، ایام کش میاومد، کتاب میخوندیم جهالت رو بشوره ببره، جهل کش میاومد، با آدمها مدارا میکردیم

۳۰ خرداد ۱۳۹۹ · 3 دقیقه
کوفته در لژ انفعالیون هر کاری خواستیم بکنیم گفتی نکن داستان میشه. اونقدر گفتی و ما نکردیم که نکردنمون خودش داستان شد ابرام. داستان انفعال. خواستیم آشتی کنیم، گفتی دنیا در خطره؛

۳۰ خرداد ۱۳۹۹ · 5 دقیقه
مفاصل نسیانی دست انداختم به زانوم تکیه دادم و یاالله بلند شدم. گفتم من واسه چی بلند شدم؟! فکر کردک یادم نیومد. به ابرام گفتم ما واسه چی پاشدیم؟! گفت پیِ نوستالژیهای آهن و

۳۰ خرداد ۱۳۹۹ · 5 دقیقه
اومدیم، تپیدیم، سرودیم، نشستیم، خوندیم... تو فقط شعرهامون رو شنیدی ابرام! (سرود انقلابی) برای تو همه چیز سریع اتفاق افتاد، اما برای من به قدر پدر دراومدنی طول کشید. پدر دراومدن

۷ فروردین ۱۳۹۹ · 5 دقیقه
گفت با اونهایی که بعدن دیوونه میشن بیشتر مهربون باش، اوقات صعب و روزهای سختی رو پشت سر گذاشتهن تا از مرز جنون گذشتهن. گفت آدمهایی که از اولش دیوونه هستن رو کاری نداشته باش،
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها