پادگرد
کاور چهارراه چه کنم

چهارراه چه کنم

از در پادگرد

«درباره «چهارراه چه‌کنم اگر ساکن زاهدان باشید؛ اگر به زاهدان سفر کرده باشید؛ اگر درباره زاهدان خونده باشید یا شنیده باشید، «چهارراه چه‌کنم» نام آشنایی برای شماست؛ نام آشنایی که حکایتای غریبی داره. این‌جا در «چهارراه چه‌کنم» از خودمون…

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ چهارراه چه کنم

چهارراه چه کنم از ۹ تیر ۱۴۰۳ همراه شنونده‌های پادکست فارسی است. هدی عرب زاده تا امروز ۷ اپیزود با محوریت هنر، آموزش، جامعه و فرهنگ منتشر کرده‌اند.

به‌طور میانگین هر ۳۱ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۶۶۴ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۲۵۰ دقیقه است؛ با فاصله‌های نسبتاً بلند اما قابل‌پیگیری منتشر شده است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: هدی عرب زاده؛ هنر، آموزش، جامعه و فرهنگ، کتاب، توسعه‌ی فردی، روابط

اپیزودها

قسمت هفتم: امیر

۹ دی ۱۴۰۳ · 52 دقیقه

توی زندگی چند نفرُ می‌شناسین که آشنایی باهاشون مبنای دیدن دوباره پیرامون‌تون باشه؟! کسانی که اگه باهاشون راجع به آسمون حرف بزنی، بعد از اون هربار نگاهت به آسمون می‌افته، ی آسمون

قسمت ششم: محمدمهدی

۹ مهر ۱۴۰۳ · 31 دقیقه

کم‌سن و سال‌ترین مهمان فصل اول «چهارراه چه‌کنم»، اولین بار به‌همراهی مادر پا به جلسه مثنوی گذاشت؛ این اشاره ذهن شما رو اون‌جا نبره که فکر کنین با ی نوجوون ریزه‌میزه گفت‌وگو

قسمت پنجم: سعید

۹ شهریور ۱۴۰۳ · 40 دقیقه

داستان آشنایی من و مهمان این قسمت برنامه، متفاوت از داستاناییه که تا حالا توی «چهارراه چه‌کنم» شنیدین...این بار من بودم که پا به جلسه دیگه‌ای گذاشتم. اون‌جا جلسه سعید بود و یک دو

قسمت چهارم: رضا

۷ مرداد ۱۴۰۳ · 38 دقیقه

جلسه مثنوی، فیلم یا سیاوش پرواز، فرقی نمی‌کرد، معمولا زیر آیینه گرد، روی صندلی حصیری، تکیه داده به میز دو نفره، سرش توی لاک خودش بود... ضبط: وال استودیو تدوین:دیاکو صدابردار: سعید

قسمت سوم: دیاکو

۱۷ تیر ۱۴۰۳ · 28 دقیقه

عمران، فلسفه، زبان‌شناسی، روان‌شناسی و... اینا رشته‌هاییه که مهمون این قسمت ما درگیرشون بوده و هست. ضبط: وال استودیو تدوین:دیاکو صدابردار: سعید شه‌بخش گرداننده و نویسنده: هدی

قسمت دوم: کیارش

۱۰ تیر ۱۴۰۳ · 28 دقیقه

دربارهٔ کیارش _ می‌شه جلسۀ مثنوی شرکت کنم؟ با این جمله شروع شد. امین ادامۀ حرف‌شو کامل کرد: _ دیدم تو کافه همیشه کتاب دستشه و مشغول خوندنه، پیشنهاد دادم بیاد جلسۀ مثنوی. _ چه خوب!

قسمت اول: ملیکا

۹ تیر ۱۴۰۳ · 29 دقیقه

ملیکا دختر جوان موقر، با عینک مثلثی و موی فر، لبخند پهن، چشم‌هایی دقیق، بیان آروم و مسلط روبروی من نشسته. جلسهٔ فلسفهٔ کیارشه تو کافه آردا؛ مثل همهٔ کتابخونای آردا، به جلسهٔ

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.