
فرد_گفتگوی دوم_عماد اشرفیان
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 1 دقیقه
زل زدم تو چشاش خواستم منکر هرچی قبله من بوده بشه وایسادم نفوذ کنم بهش نه از سر خوش گذرونی فهمیدم خودشه. وایسادم بی خیاله هرچی قبل اون بوده لایه لایه جونمو کشید بیرون هیچ

از در پادگرد
آمدیم که برویم.. هرهفته یک گفتگوی یک دقیقه ای با صدای عماد اشرفیان
معرفی پادکست
اضداد از ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ به جمع پادکستهای فارسی پیوسته است. این برنامه از Azdad حالا ۹ اپیزود در موضوع هنر، هنرهای نمایشی در آرشیو پادگرد دارد.
بهطور میانگین هر ۹ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۹۸۹ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۱۲ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: Azdad؛ هنر، هنرهای نمایشی

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 1 دقیقه
زل زدم تو چشاش خواستم منکر هرچی قبله من بوده بشه وایسادم نفوذ کنم بهش نه از سر خوش گذرونی فهمیدم خودشه. وایسادم بی خیاله هرچی قبل اون بوده لایه لایه جونمو کشید بیرون هیچ

۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 1 دقیقه
فک کن برمیگشتیم عقب نمیرفتی شاید تا الان وا شده بود این گِرِهِ کورِ وامونده شایدم همینجور بیرمق افتاده بودم که چه حوصله سَربَره زندگی ولی اقلِش یه چی بود که دلم گرمش باشه،

۲۹ فروردین ۱۴۰۰ · 1 دقیقه
میدونی چرا تو کنسرت قیافهی یه نوازنده وقتی سولو میزنه فرق میکنه؟ نه فقط قیافهش، همهی حرکتاش اصلا انگار میشه یه نوازندهی دیگه... چون میدونه قراره همهی سالن هیچ صدایی جز صدای

۲۹ فروردین ۱۴۰۰ · 1 دقیقه
کوچهها هم بدونِ هم نمیتونن، حتا بنبستها، از تو خونههای ما به هم میرسن، ما در نهایت روشونیم، بینِشون نه حتی اگه وسطِ دوتا کوچه رو تا جایی که میتونی بِکنی، باز از یه لایه

۲۹ فروردین ۱۴۰۰ · 1 دقیقه
درختارو میبینی؟ یه جوری سبز شدنو گنجیشکای محلو دعوت کردن که انگار بابدیلن تهِ کوچه وایساده قراره واسشون آلبومِ new morning رو اجرا کنه انگار نه انگار که همین چند وقتِ پیش

۲۹ اسفند ۱۳۹۹ · 3 دقیقه
اگر این شعر، مادیانِ آزادی بود به دورستترین دشتها میتاختم و نفسهایی که با حسرتِ موهایت از سینهام گریختهاند را به صدایم باز میگرداندم شاید پُستچی نامههایم را به گورستان

۲۵ اسفند ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
من یه قُلِ دیگه هم داشتم قول داده بودیم هیچوقت چشامونو باز نکنیم من دیرتر به دنیا اومدم زودتر چشامو باز کردم اون سرِ قولِش موند همهی آدما دو نفرن، یکیشون حرف میزنه اون یکی عمل

۱۶ اسفند ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
مواظب باش هیشکی نبینَتِت اون گوشه چند نفر وایسادن ما بترسیم بزنن زیر خنده چشاتو ببند بیمعنی میشی فکر میکنن من ترسیدم، بشین اره خب اولش ترسیدم خیلی هم ترسیدم، یهو همه چیو دیدم

۱۴ اسفند ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
یهو به خودت میای میبینی چقد دیر به خودت اومدی! چقد به دوروبریات نمیخوری چقد نمیفهمی میبینی پشتِ هرچی یه چِقَدِّ گُندهس! میپیچه تو سرت باس بِکَنی!! میزنی به تنهایی، میوفتی
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها