
روایت شبی برای امین
۴ شهریور ۱۴۰۵ · 6 دقیقه
🔖 حالا اسامی شاعران را مینویسم. جانم کنده میشود تا برای همه توضیح بدهم چرا محفل شعر امین استانی شده. چقدر نفس عمیق کشیدم تا بتوانم پشت تلفن صحبت کنم. 📝 شبی برای امین 🎙 مهسا

از در پادگرد
☀🌊 ترانگ؛ روایت سرزمین گنجهای پنهان 📌 ترانَگ در زبان بلوچی یعنی یاد و خاطرۀ زندگی. 📚 ما سعی داریم از زیست مردم سیستان و بلوچستان روایت کنیم تا بهتر با ظرفیت گنجهایی که در این سرزمین پنهاناند، آشنا شویم. ☎ ارتباط با پشتیبان ترانگ:…
معرفی پادکست
اگر میخواهی آوای ترانگ را بهتر بشناسی، نقطهٔ شروعش در آرشیو پادگرد به ۳ شهریور ۱۴۰۵ میرسد. این برنامه از ترانگ - روایت سیستان و بلوچستان حالا ۱۳ اپیزود در موضوع هنر، جامعه و فرهنگ، کتاب دارد.
بهطور میانگین هر ۱ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۵۹ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۷۵ دقیقه است؛ از پادکستهای پرکار فارسی به حساب میآید.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: ترانگ - روایت سیستان و بلوچستان؛ هنر، جامعه و فرهنگ، کتاب

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 6 دقیقه
🔖 حالا اسامی شاعران را مینویسم. جانم کنده میشود تا برای همه توضیح بدهم چرا محفل شعر امین استانی شده. چقدر نفس عمیق کشیدم تا بتوانم پشت تلفن صحبت کنم. 📝 شبی برای امین 🎙 مهسا

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 4 دقیقه
🔖 ترامپ معلوم الحال ادعا کرده تصاویری که ایران از تجمعهای مردم منتشر میکند، کار هوش مصنوعی است. امشب حواسم را جمع کردهام ببینم این آدمهایی که هوش مصنوعی به خیابان آورده، چه

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 7 دقیقه
🔖 در هیاهوی درونم به دنبال مقاومت از مردم بلوچ در حال و اوضاع کنونی کشور هستم. با خود میگویم: «قطعاً از نژاد و ریشۀ مهاجمان سرحد نسلهایی وجود دارند که وجودشان از آن خون سرچشمه

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 8 دقیقه
🔖 تنها صدایی که سکوت فضا را میشکست، صدای بازی کودکان بود که از حیاط به اتاقها منتقل شده بودند. بادکنک خریدند و در یک اقدام همگانی، همهشان را با هم ترکاندند! چیزی شبیه به صدای

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 4 دقیقه
🔖 مگر حاج علی اینجا غریب بود؟ اینها که همه، خانواده و دوستانش بودند که عین پروانه دور تابوتش میگشتند، پس چرا رباعی حرف از غربت میزند؟ «نَنه تو اَگْجیَ؟ وَر چه اونَه تنها بِشتی؟

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 13 دقیقه
🔖 آنقدر ذهنم درگیر گذشته و آخرین «ختم گدَّگی» که برای مادربزرگم گرفتهایم، میشود که اصلاً نمیدانم چطور به خانه رسیدم. اولین باری که فلسفۀ «ختم گدَّگی» را پرسیدم، مادر از آن به

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 4 دقیقه
🔖 اینکه نخل برخلاف دیگر درختان که سرشان حرس میشود و برگ و بار بیشتری میدهند، اگر سرش حرس شود، میمیرد! حتی شنیده بودم، نخل عاشق میشود! این را از باغبانی شنیده بودم که نخلش، فقط

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 5 دقیقه
🔖 آسمان روشن و خاموش میشد. در هوا بوی جدیدی میآمد. مه بود یا دود؟ مردم با دست به آسمان اشاره میکردند. پدافند شروع به کار کرده بود. شعارها تغییر کرد. 📝 یکشبه شجاع نشدیم ✍️

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 5 دقیقه
🔖 از فرد به فرد دهه هشتادیهایی که درون ذهنم میآیند و ناامیدترم میکنند، میگذرم. خودم را سفت میچسبم، هرچند که امیدی به این یکی هم ندارم اما حداقل کنترلش با خودم است. 📝

۴ شهریور ۱۴۰۵ · 4 دقیقه
🔖 دانشگاه فرهنگیان امشب حال و هوای عجیب و غریبی دارد. یک نفر دوربین شخصی خود را آورده و رایگان عکس میگیرد. آقای فلانی که قبلاً سر پروژههای رسانهایش هزینه دریافت میکرد، خاک از
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها