
Tenth point l نقطه ی دهم ( فصل دوم)
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ · 35 دقیقه
وقتی بعضیها میروند آنهایی که میمانند، فقط زنده نمیمانند… بارِ حافظه را هم به دوش میکشند. در «نقطهی دهم» وارد ذهنِ کسی میشویم که از یک خیابانِ خونگرفته برگشته، اما مطمئن

از در پادگرد
درست اومدی، اینجا همون فضای امن ذهن توئه بدون رنگ ، بدون محدودیت ، بدون هیچ قانونی تو این دنیای شلوغ و پر از استرس، گاهی نیاز هست همه چیو رها کنی اینجا همونجاس که همه چیو رها میکنی…
معرفی پادکست
آدیون از ۹ اسفند ۱۴۰۳ همراه شنوندههای پادکست فارسی است. Navida تا امروز ۱۱ اپیزود با محوریت هنر، موسیقی، هنرهای تجسمی منتشر کردهاند.
بهطور میانگین هر ۳۵ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۲۴۹ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۲۴۰ دقیقه است؛ با فاصلههای نسبتاً بلند اما قابلپیگیری منتشر شده است.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: Navida؛ هنر، موسیقی، هنرهای تجسمی

۲۸ بهمن ۱۴۰۴ · 35 دقیقه
وقتی بعضیها میروند آنهایی که میمانند، فقط زنده نمیمانند… بارِ حافظه را هم به دوش میکشند. در «نقطهی دهم» وارد ذهنِ کسی میشویم که از یک خیابانِ خونگرفته برگشته، اما مطمئن

۵ تیر ۱۴۰۴ · 23 دقیقه
این اپیزود، نه یک پایان، بلکه عبوریست از دل تاریکی… از خاموشی خانهها، از زخمهایی که فریاد نشدن، از سایههایی که هنوز حرکت میکنن. در «نقطهی نهم»، از جنگ گفتیم — اما نه جنگ

۱۵ خرداد ۱۴۰۴ · 27 دقیقه
گاهی آدم خستهتر از اونه که بتونه حتی آرزو کنه. نه قهره، نه ناامیده، فقط دیگه انتظاری نداره. این قسمت، صدای اون روزهاییـه که نمیدونیم دقیقاً چی میخوایم، فقط میدونیم دیگه توان

۱ خرداد ۱۴۰۴ · 19 دقیقه
در این قسمت از «آدیون»، رد پای ترس را دنبال میکنیم؛ ترسی که از کودکی تا امروز با ما آمده، در پلههای خاموش، در گوشهی اتاق، در چشمان بسته و خیال باز… نامهای از دل تاریکی، از یک

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 28 دقیقه
در نقطهی ششم از آدیون، به تماشای خود در آینهای مینشینم که دیگر بازتاب آشنایی ندارد. از خستگیهای بینام، از امیدهایی که تنها برای فراموشی تجویز میشوند، و از بازیِ بیپایانی

۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 19 دقیقه
در این نقطه، از مرز باریک میان تعادل و سقوط حرف میزنیم از لحظهای که آدمی، عقلش را کنار میگذارد نه از روی ناتوانی، بلکه شاید از سر آزادی. داستانی است از درون، از نبرد با خود، از

۲۱ فروردین ۱۴۰۴ · 17 دقیقه
گاهی فقط دلت میخواد بری... نه به جایی خاص، فقط دور شی از همهچی. از خودت، از خاطرات، از نگه داشتنهایی که دیگه توانش نیست. یه سنگ، یه باغ، یه خواب... و ما، همیشه بین خواستن و رها

۷ فروردین ۱۴۰۴ · 21 دقیقه
نقطه ی سوم ، نقطه ضعف ماست نقطه ای از گذشته چرا همیشه گذشته قشنگتر از چیزی که بوده به نظر میاد؟ چرا گاهی حسرت چیزایی رو میخوریم که وقتی داشتیم، حتی بهشون فکر نمیکردیم؟

۲۳ اسفند ۱۴۰۳ · 19 دقیقه
گاهی که به گذشته نگاه میکنی، انگار با آدمی روبهرو میشی که میشناسی ولی درکش نمیکنی. انگار نسخههای متفاوتی از تو، توی لحظههای مختلف زندگی وجود داشتن—با فکرهای مختلف،

۹ اسفند ۱۴۰۳ · 19 دقیقه
نقطه ی اول : نقطه ی رهایی "اینجا جاییه که میتونی برای لحظهای از همهچیز رها بشی، نه دنبال موفقیت باشی، نه درگیر گذشته. فقط باشی... مثل معلق شدن توی آسمون. ✨"
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها