
علیمردانخان - سوپراسکوپ شماره ۱۶
۳ اسفند ۱۳۹۹ · 52 دقیقه
علیمردان خان سمبل و نشانه بچههای لوس و ننر و عزیزدردانه ایست که به علت ناز و نوازش بیشازحد پدر و مادر، بیتربیت و ازخودراضی بار میآیند، که انشاء الله شما هرگز از این گروه

از در پادگرد
پادکست ادبیات کودکان
معرفی پادکست
ادبیات کودکان از ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ همراه شنوندههای پادکست فارسی است. koodaki تا امروز ۳۲ اپیزود با محوریت آموزش منتشر کردهاند.
بهطور میانگین هر ۹ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۲٬۰۷۱ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۶۹۲ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.
برای دنبالکردن ادبیات کودکان میتوانی سراغ کستباکس بروی؛ وبسایت رسمی برنامه koodaki.org است.

۳ اسفند ۱۳۹۹ · 52 دقیقه
علیمردان خان سمبل و نشانه بچههای لوس و ننر و عزیزدردانه ایست که به علت ناز و نوازش بیشازحد پدر و مادر، بیتربیت و ازخودراضی بار میآیند، که انشاء الله شما هرگز از این گروه

۳ اسفند ۱۳۹۹ · 18 دقیقه
چند سالی بود که غول، باغش را گذاشته و برای دیدن یکی از دوستانش به شهری دور رفته بود. بچهها هرروز عصر، وقتی از مدرسه تعطیل میشدند به باغ غول میرفتند و تا غروب در آنجا بازی

۳ اسفند ۱۳۹۹ · 25 دقیقه
یکی بود و یکی نبود، سالها پیش گربهای زندگی میکرد که همه موشها از دست این آقا گر به جان به لبشان رسیده بود. در تمام شهر و اطراف آن هیچ موشی نبود که وقتی نام نیز چنگال ماهیچه

۲ اسفند ۱۳۹۹ · 25 دقیقه
یکی بود و یکی نبود، روزگاری عروسک ساز پیری زندگی میکرد، بنام «ژپتو» که بیشتر از هر چیز آرزو داشت فرزندی داشته باشد، به همین خاطر روزی شروع به ساختن عروسکی کرد تا از او بجای فرزند

۲۸ بهمن ۱۳۹۹ · 27 دقیقه
استان در سال ۱۸۳۰ در کالیفرنیا اتفاق میافتد. در آن زمان این ایالت به مکزیک تعلق داشت، شهر لوسآنجلس در آن سرزمین بهصورت قصبهای بود که تحت نظر حکمرانی بنام فرمانده مونتساریو

۲۸ بهمن ۱۳۹۹ · 26 دقیقه
خیلی خیلی سال پیش، توی یک ده، یک ارباب و زنش خونهای داشتن وتوی خونشون خودشون بودن و یک خر، چه خری یک خرکاری و فعال و زرنگ، اسم اون فستر بود، صبح تا شب کار میکرد، هر چی گندم توی

۲۸ بهمن ۱۳۹۹ · 29 دقیقه
یکی بود یکی نبود، در زمان قدیم در سرزمینی دوردست دختری زیبا و مهربان به نام سیندرلا زندگی میکرد. سیندرلا نه پدر داشت نه مادر، او مادرش را در طفولیت ازدستداده بود و پدرش نیز

۲۵ بهمن ۱۳۹۹ · 24 دقیقه
یکی بود یکی نبود، در زمانهای گذشته در شهر پاریس خانم خوب و مهربانی، در خانه بسیار قشنگی زندگی میکرد. این خانم اسمش آدِلا بود. خانم آدِلا چهار گربه ملوس و شیطون داشت که آنها را

۲۵ بهمن ۱۳۹۹ · 29 دقیقه
کفاش با پولی که از مشتری گرفت توانست چرم مصرفی برای دوختن دو جفت کفش را تهیه کند. او چرمها را شب برید و آماده نمود و روی میز کارش گذاشت تا فردا صبح کار دوختن آنها آغاز کند.

۲۵ بهمن ۱۳۹۹ · 13 دقیقه
روزی بود و روزگاری، دهقان پیر و فقیری بود که با زنش در کلبه کوچکی کنار جنگل زندگی میکرد. یک روز هنگام غروب که کنار آتش نشسته بودند و باهم حرف میزدند، پیرمرد رو به زنش کرد و گفت:
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها