

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: مهسا راه چمنی با صدای: مارال کوشکی اندی از راننده تاکسی خواست که ماشین را کنار خیابان پارک کند. باران میبارید و نور قرمز چراغ یک بوتیک، بلورهایی شبیه یاقوت را کف خیابان پخش کرده بود و ماشین های گذری، با صدایی شبیه خس خس، طول خیابان ۱۹ را طی می کردند. اندی لپ تاپ را جوری رو پایش گذاشته بود که انگار یک ظرف غذای داغ را نگه داشته. شیشه تاکسی را پایین داد و مودم کابلی را روی سقف تاکسی گذاشت تا اینترنت قطع نشود و بتواند تمام مراسم را ببیند. استیو جابز، مشغول معرفی آیفون بود. اما چیزی که برای اندی مهم بود، گجت کوچک نقره ای رنگی نبود که استیو به حضار نشان می داد ، بلکه چیزی بود که به آن می گفتند iOS. اندی محسور سیستم عامل آیفون کوچک شده بود. این داستان درباره آیفون نیست. این داستان مردی است که استیو جابز
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
