
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: مهسا راه چمنی با صدای مارال کوشکی خورشید مثل زرده ی تخم مرغ محلی که به آرامی درون کره داغ سر می خوره، به کنج آسمانِ چنای، لغزید و هوای خاک گرفته، به سرعت تیره شد. ساندار تازه از مدرسه برگشته بود و هوای داغ غروب، غبار زمینهای خاکی شرق چنای را، روی عرق گرم کودکی ساندار خشکانده بود. همیشه پیش از نشستن نور، سرو کله راگونات پیدا میشد که با یک دوچرخه، طول پر پیچ و خم راه حاشیه چنای را بالا میآمد و رکاب زنان خودش را به توده ساختمانهای آپارتمانی کارا میرساند. اما آن شب، در عمق قلب ساندار، چیز تازهای جریان داشت. لکهای از استرس و هیجان، مثل یک ژله نرم، تمام رگهایش را درمینوردید و مثل یک کشتی طوفان زده، زیر پوستش بالا و پایین میرفت. نور چراغ دوچرخه که پیدا شد، قلبش شروع به بیقراری کرد و همانطور که نور به سمت ساختمانها و ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
