پادگرد
کاور قسمت سوم | قصه سانسورینگ، این اپیزود سیاسی نیست!
اُپلنت

قسمت سوم | قصه سانسورینگ، این اپیزود سیاسی نیست!

۱۱ آبان ۱۴۰۱ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: مهسا راه چمنی با صدای: مارال کوشکی کی‌اون‌ نای با صدای آژیر که مثل تیر در هوا شلیک می‌شد از خواب برخاست. ساعت ۵ صبح بود. دم دمای گرگ و میش سحر، کمردرد همیشگی‌اش عود می‌کرد و با اینکه هنوز به ۲۵ سالگی نرسیده بود، دردی که از سرمای کلیه نشات می‌گرفت، تمام پهلو و کمرش را درمی‌نوردید. این بداهت نامتناهی برایش عادی شده بود. مثل یک ربات که ساق‌های نازک پایش به ترکه های بامبو شبیه بود، خودش را دولا کرد و روی تشک نشست. بعد برخاست و به سمت توالت رفت. روز ۲۵ نوامبر بود و باید خودش را برای معارفه رییس نظارت بر رفتار، که بخشی از اداره اطلاعات کره شمالی بود آماده می‌کرد. و ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.