پادگرد
کاور ۶. گدا - غلامحسین ساعدی
پیرنگ

۶. گدا - غلامحسین ساعدی

۱۶ مهر ۱۳۹۸ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آنچه از لحنِ پیرزن در دفاع از کار «گدایی‌»اش به ما منتقل می‌شود، معنایِ‌ پیچیده‌ا ی است که «گدایی» کردن برای او دارد. در سطح عملگرا بودن،‌ پیرزن از گدایی برای کسب درآمد استفاده می‌کند. جنبه‌ی دیگر این کار اما برای پیرزن توجیه و ماهیت مذهبی آن است. پیرزن به باوری عامیانه،‌ گدایی را عملی با ثواب می‌داند، خصوصاً وقتی که در هیئتِ مداح و روضه‌خوان به آن می‌پردازد. با این همه، سوایِ فایده‌ی مادی و معنوی «گدایی» پیرزن ادعا می‌کند که از بوی «نون گدایی» خوشش می‌آید. این ادعا خواننده را به فکر می‌اندازد که شاید گدایی آخرین چیزی است که دیگران نمی‌توانند از چنگِ پیرزن بیرون بیاورند. پیرزن به عنوان گدا خودش است بی‌آنکه دیگران بخواهند برای او تصمیم بگیرند و برای او تعیین تکلیف کنند. گدایی با همه‌ی زشتی و دردناکی‌اش برای او راهی کاملاً شخصی است برای «بودن»، در اجتماع بودن، و به دیگران وصل ماندن. «گدایی» برای پیرزن آخرین عملی است که بین او و مرگ فاصله انداخته و به نوعی برای او معادل شده با «زنده»‌ بودن. پایان داستان گدا اما بیشتر از غمناک‌بودن،‌ بر خواننده تأثیری رازآمیز،‌ کابوس‌وار و خواب‌گونه می‌گذارد. اما واقعاً فایده‌ی کابوس‌ها، و یا خلاقیتی ادبی که به بازسازی رازآمیزیِ یک کابوس می‌پردازد، در چیست و یا نیاز به آنها را چطور می‌توان توجیه کرد؟ جواب به این سؤال چندان آسان نیست اما یک چیز در مورد آنها مسلم است. و آن اینکه بدون خواب،‌ رؤیا،‌ و خیالات جادویی و رمزآلود، انسان مجال ناچیزی برای روبرو شدن با تجلیاتِ روحِ پرخجلان خودش خواهد داشت. به عبارت دیگر، نفسِ پرقدرت بودن تأثیر عناصر جادویی بر انسان خود به خود دلیلی می‌سازد برای کنجکاوی بیشتر در مورد این عناصر. شاید انسان، بیشتر از این طریق −و البته تا حدی که ممکن است− برای رویارویی با رازآمیزترین حقیقتِ وجود، یعنی مرگ،‌ آماده می‌شود، و شاید همین آمادگی به نوبه‌ی خودش او را قدردانِ زندگی می‌کند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.