پادگرد
کاور ۳. شب بلند - منیرو روانی‌پور
پیرنگ

۳. شب بلند - منیرو روانی‌پور

۱۲ مهر ۱۳۹۸ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این وجه داستان کوتاه، یعنی توجه خاص یا وسواس در گزینش اجزا‌ء و عناصر برای فشرده کردنِ معنا و تراشیدنِ فرم، این نوع ادبی را به شعر نزدیک می‌کند. اما دلیل این همه اصرار بر گزینش چیست؟ به نظر می‌رسد در نبود این گزینش، که نهایتاً به تعیین فرم منجر خواهد شد، تأثیر داستان محدود و ضعیف خواهد بود. این چندان دور از ذهن نیست که خانم روانی‌پور به عنوان فردی روشنفکر شخصاً از سنت ازدواج کودکان یا فروشِ دختران بیزار است. او می‌تواند مقاله‌های متعددی راجع به شرایط دشوارِ زنان و دختران کم سن در نواحی دورافتاده‌ی ایران بنویسد و می‌تواند به عنوان یک اکتیویست یا فعال حقوق زنان مصاحبه‌های متعددی انجام بدهد. هر کدام از فعالیت‌هایی این‌چنینی بسیار مهم و لازم‌اند. اما نویسنده با نوشتن داستان شبِ بلند و خلق شخصیت گلپر، عمو ابراهیم، مریم و به طور کلی روستایِ جفره به دنبال تأثیری دراماتیک است؛ تأثیری که شاید در تکان دادن و بیدار کردن وجدان خواننده‌ها بسیار موفق عمل کند. قضیه دیگر فقط تیتری خبری نیست که ما سرسری بر سر میز صبحانه یا شام از آن می‌گذریم و با عوض کردن کانال تلویزیون خودآگاه یا ناخودآگاه تصمیم گرفته‌ایم از آن چشم‌پوشی کنیم. اگر خواننده‌ای باشیم که داستان را به خواست خود برای خواندن انتخاب کرده‌ایم، و اگر با درجات مختلف احساس و اندیشه عمل خواندن را انجام دهیم، خانم منیرو روانی‌پور امیدوار است که درست مثلِ مریم، فریادهای گلپر خواب را از چشم ما بگیرد، و بعد به نوبه‌ی خودمان سعی در بیدار کردن اطرافیان‌مان کنیم، همان‌طور که مریم دائم سعی می‌کرد پدر و مادرش را بیدار کند و دست از سرِ آنها برنمی‌داشت تا بلکه به دادِ گلپر برسند. داستان‌نویسان بسیاری سعی کرده‌اند که با داستان‌ِشان ضمن عرضه‌ی زیبایی‌ها و نکته‌سنجی‌هایِ فکری، به موضوعی اخلاقی و اجتماعی هم پرداخته باشند. برای این دسته از نویسندگان و خوانندگان‌شان هدف از خلقِ داستان فقط پر کردن ویترین‌هایِ یک موزه‌ی ادبی نیست؛ موزه‌ای که برای به رخ‌ کشیدنِ بازی‌هایِ روشنفکری یا حتی تحلیل‌های فلسفی باشد. داستان می‌تواند عارضه یا درد‌های ملموسِ اجتماعی را روی صحنه و پیش چشم خواننده بیاورد، و این‌ کار را با چنان تأثیرِ دراماتیکی انجام دهد که گفتگویی جدی و مسئولانه، هم در درونِ خواننده و هم در میان مخاطبین ایجاد کند، گفتگویی که طرحِ سوال، انتقالِ آگاهی و جستجویِ راه حل را برای مشکل مطرح‌شده ممکن و تسریع کند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.