

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بماند به یادگار از این روزهای کرونایی ... برای مرغ عشقهایی که از هم دور افتادن و دنیاشون پر شده از فیس تایم های طولانی و دست درد گرفتن های ناشی از نگه داشتن گوشی تو یه حالت خاص... اصلا برا هرکی که دلش تنگ شده براش #storytelling #persianstoryteller #hanginstrument #longdistance #covid19 #missingyou #Persian #farsi تقصیر ما نیست جونِ دلم..تقصیر زمانه است.. ببخش که ما در بدترین شرایط خاورمیانه عاشق هم شدیم.. اما من ایمان دارم به باران شدید شهریوری، به سبزی برگ درختان وسط پاییز، به اشعه گرم آفتاب که پوست نوازش میده وسط چله زمستان..به پیچشش گل های شب بو..به ترکیب دلنگیز بوی پرتغال و وانیل..من ایمان دارم روزی تو را در دورترین نقطه جهان در آغوش میگیرم .اونجا که دیگه مرزهای جغرافیایی آدم های احمق زمینی معنی ای ندشته باشه..آنجا که فقط من و تو هستیم و آبی بی انتها عشقمان..اونجا که همیشه چند دقیقه بیشتر وقت داربم تو بغل همدیگه بمونیم.. آنجا که نگاهم میکنی و من با شیطنت به چشمانت زل میزنم..آنجا که دوری دیگر معنی نداشته باشد و تو باشی و تو باشی و من،میخواهم حفظت کنم..نفس هایت را ..میخواهم بدنم تمام خط های دستانت را حفظ شود..میخواهم موهایم بوی دستانت را بد.. میخواهم ساعت ها به تو زل بزنم و رویای یک عمر را در چشمانت ببینم..من ایمان دارم روزی تورا در دورترین نقطه جهان ، در آغوش میکشم و تو بوسه ای از روی ذوق روی پیشانی ام میگذاری و من لبخندی از رویرضایتروی لبانممی آید و آرام در گوشم زمزمه میکنی غصه هام به خنده هایت در. چند سال دیگر وسط خنده های مداوم من و شیطنت های تو ، باز به چشمانت زل میزنم و نگاه دلبرانه ای میکنم و با صدای آرام میگویم : دیدی بدنم خط به خط دستاتو یاد گرفته.. دیدی موهام بوی دستاتو گرفت دیگر از اینجا به بعد هرروزم را با نیم رخ یار آغاز میکنم. یعنی میخوام بهت بگم زندگی هنوز قشنگیاشو داره. شاید یه جای دور بین خواب و بیداریمون . روژینا فخفوری
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

