پادگرد
کاور شمارۀ 79 - غزلی از معینی کرمانشاهی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 79 - غزلی از معینی کرمانشاهی

۲۷ دی ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرجام هستی من آفتاب زرد لب بام هستی‌ام من مرغ تنگ حوصلۀ دام هستی‌ام در چشم من، چه جلوه ای از بامداد عمر من شمع نیم سوختۀ شام هستی‌ام صاحبدلان ز صحبت من، مست کی شوند من خود شراب ریخته از جام هستی‌ام افسانه های ناقص محنت کشان مخوان من سر گذشت کامل آلام هستی‌ام تومار زندگانی‌ام ای نیستی بپیچ دیگر بس است قصۀ ایام هستی‌ام رنگ تعلقی نپذیرفت خاطرم وارسته از تصور اوهام هستی‌ام دست طلب بریده ز دامان آرزو ننهاده سر به بستر آرام هستی‌ام هستی چنین که هست، ز من بشنوید، نیست من با خبر کبوتر پیغام هستی‌ام من چیستم؟ فسانه ای از عالم وجود مجهول صرف و نقطۀ ابهام هستی‌ام چون شمع شب‌نخفته به امید ص

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.