پادگرد
کاور شمارۀ 99 - غزلی از مفتون امینی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 99 - غزلی از مفتون امینی

۳ بهمن ۱۴۰۳ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

من از شهر زمستان کوی هجران آمدم جانا به دیدار تو می آیم اگر از دیدنم شادی اگر ای سبز دامن‌چین هنوز آن سرو آزادی مرا مهمان خود کن با نگاهی گرم و حرفی خوش به لبخندی و دستی یاد کن از تشنۀ یادی دل ویرانه‌ا‌‌م را نور ماه و بوی سوسن بخش که من هم با صفای دل بگویم خانه‌آبادی من از شهر زمستان کوی هجران آمدم جانا ز موی من بپرس آنجا چه کولاکی چه بیدادی اگر از حال من جویی من آن نیلوفرم غمگین شکفته در غروبی بر لب دریاچۀ بادی دعاها کرده ام ای جان که آن گلگشت رؤیا را نه طوفانی بیاشوبد نه گل‌چینی نه صیادی به باغ زندگی حیران آن طاووس طنازم که از من می رمد هر دم پس دیوار شمشادی تو در هر پیرهن یک فصل را مانی و بی آن‌ها بلند و روشن و خوش‌بو به سان روز خردادی نفس می خواهم از باد و صدا می خواهم از تندر که بنشانم به گوش بختِ کاهل، موج فریادی خدا داند چنان مشتاق آن لبخند شیرینم که سر بر می کشد از چشم من هر لحظه فرهادی ملول از عشق بی‌اقرار ما شد یار ما مفتون تو آیا نامه‌ای، شعری، گلی سویش فرستادی؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.