پادگرد
کاور شمارۀ 107 - غزلی از سیاوش کسرایی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 107 - غزلی از سیاوش کسرایی

۵ بهمن ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی!؟ چه سپید کوهساری چه سیاه ماهتابی نرسد به گوش جز زاری و شیون عقابی همه دره‌های وحشت به کمین من نشسته نه مقدرم درنگی نه میسرم شتابی به امید همزبانی به سکوت نعره کردم بنیامدم طنینی که گمان برم جوابی همه لاله های این کوه ز داغ دل فسردند چو نکرد صخره رحمی چو نداد چشمه آبی بنشین دل هوایی که بر آسمان این شب ندمید اختری کو نشکست چون شهابی به سپهر دیدگاهم به کرانۀ نگاهم نه بوَد به شب شکافی و نه از سحر سرابی تن من گداخت در تب عطشی شکافتم لب سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی!؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.