پادگرد
کاور شمارۀ 136 - غزلی از محمد قهرمان
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 136 - غزلی از محمد قهرمان

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چه غم ز باد سحر شمع شعله‌ ورشده را ؟ چه غم ز باد سحر شمع شعله‌‌ور شده را؟ که مرگ راحت جان است جان‌‌به‌‌سرشده را روان چو آب بخوان از نگاه غم ‌زده‌ ات حکایت شب با درد وغم سحرشده را خیال آن مژه با جان رود ز سینه برون ز دل چگونه کشم تیر کارگرشده را ؟ مگیر پردلی خویش را به جای سلاح به جنگ تیغ مبَر سینۀ سپرشده را مبین به جلوۀ ظاهر که زود برچینند بساط سبزۀ پامال‌رهگذرشده را کنون که باد خزان برگ بُرد و بار فشاند ز سنگ، بیم مده نخل بی‌ثمر شده را مگر رسد خبر وصل، ورنه هیچ پیام به خود نیاورد ازخویش‌بی‌خبرشده را دمید صبح بناگوش یار، از خم زلف ببین سپیدۀ در شام جلوه‌ گرشده را فلک چو گوش گران کرد جای آن دارد که در جگر شکنم، آه بی‌اثر شده را زمانه‌ای‌ست که بر گریه عیب می گیرند نهان کنید از اغیار چشم تر شده را

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.