پادگرد
کاور شمارۀ 143 - غزلی از دکتر مظاهر مصفا
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 143 - غزلی از دکتر مظاهر مصفا

۴ خرداد ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

هنوز آن چشم گویا یادم آید هنوز آن چشم شهلا یادم آید هنوز آن روی زیبا یادم آید هنوز آن لعل خندان نگه سوز هنوز آن چشم گویا یادم آید هنوز آن ژاله‌ها کان شب فشاندی ز چشم مست شهلا، یادم آید که من نوشیدمت اشک و تو گفتی : بنوش آری گوارا، یادم آید هنوز آن شب که سر بر دامن من نهاده بودی آنجا، یادم آیـد هنوز آن شب که افشاندی به رویم دو زلف غالیه‌سا یادم آیــد هنوز آن شب که می‌بوییدمت موی چنان شب بوی بویا، یادم آید هنوز آن شب که می‌گفتی: مبادا فــراموشم کنی‌ها! یادم آید هنوز آن شب که می گفتم: جوانی تو می گفتی: دریغا، یادم آید سخن می گفتمت تا از جدایی تو می گفتی: مبادا! یادم آید همی افشردمت در پیکر خویش بر و دوش فریبا یادم آید .............

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.