

اپیزود ۸: قصر اَمَل - غزل شماره ۳۷، بدون آهنگ
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
قصر اَمَل غزل شمارهٔ ۳۷ بیا که قصرِ اَمَل سخت سست بنیاد است بیار باده که بنیادِ عمر بر باد است غلامِ همّتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود ز هرچه رنگِ تعلق پذیرد آزاد است چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب سروشِ عالَمِ غیبم چه مژدهها دادهست که ای بلندنظر شاهبازِ سِدرهنشین نشیمن تو نه این کُنجِ محنت آباد است تو را ز کنگرهٔ عرش میزنند صفیر ندانمت که در این دامگه چه افتادهست نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر که این حدیث ز پیرِ طریقتم یاد است غمِ جهان مخور و پندِ من مَبَر از یاد که این لطیفهٔ عشقم ز رهروی یاد است رضا به داده بده وز جبین گره بگشای که بر من و تو دَرِ اختیار نگشادهست مجو درستیِ عهد از جهانِ سست نهاد که این عجوز، عروس هزارداماد است نشان عهد و وفا نیست در تبسّمِ گل بنال بلبل بی دل که جای فریاد است حسد چه میبری ای سستنظم بر حافظ؟ قبولِ خاطر و لطفِ سخن خداداد است
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





