

اپیزود ۹: چشم صُراحی، غزل شماره ۴۱، بدون آهنگ
۱ خرداد ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چشم صُراحی غزل شمارهٔ ۴۱ اگر چه باده فرحبخش و باد گُلبیز است به بانگِ چنگ مخور می که محتسب تیز است صُراحیای و حریفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است در آستینِ مُرَقَّع پیاله پنهان کن که همچو چَشمِ صُراحی زمانه خونریز است به آبِ دیده بشوییم خرقهها از می که موسمِ وَرَع و روزگارِ پرهیز است مجوی عیشِ خوش از دورِ باژگونِ سپهر که صاف این سَرِ خُم جمله دُردی آمیز است سپهرِ برشده، پرویزنیست خونافشان که ریزهاش سرِ کِسری و تاجِ پرویز است عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ بیا که نوبتِ بغداد و وقتِ تبریز است
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





