

اپیزود ۱۰: مست بادهٔ ازل، غزل شماره ۴۵، با آهنگ
۳ خرداد ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
مست بادۀ ازل غزل شمارهٔ ۴۵ در این زمانه رفیقی که خالی از خلَل است صُراحیِ میِ ناب و سفینهٔ غزل است جریده رو، که گذرگاهِ عافیت تنگ است پیاله گیر، که عمرِ عزیز بیبدل است نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملالتِ عُلما هم ز علمِ بی عمل است به چشمِ عقل در این رهگذار پرآشوب جهان و کار جهان بیثبات و بیمحل است بگیر طُرِّهٔ مَهچهرهایّ و قصه مخوان که سعد و نحس ز تأثیر زهره و زُحل است دلم امید فراوان به وصلِ رویِ تو داشت ولی اجل به رَهِ عمر رهزن اَمل است به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش چنین که حافظ ما مست بادهٔ ازل است
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





