

اپیزود ۳۴: موسم عاشقی - غزل شمارهٔ ۱۷۳، بدون آهنگ
۹ مرداد ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
موسم عاشقی غزل شمارهٔ ۱۷۳ در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد آمد از من اکنون طمعِ صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدند موسمِ عاشقی و کارِ بهبُنیاد آمد بویِ بهبود ز اوضاعِ جهان میشنوم شادی آورد گل و بادِ صبا شاد آمد ای عروسِ هنر از بخت شکایت مَنِما حجلهٔ حُسن بیارای که داماد آمد دلفریبانِ نباتی همه زیور بستند دلبرِ ماست که با حُسنِ خداداد آمد زیر بارند درختان که تعلق دارند ای خوشا سرو که از بارِ غم آزاد آمد مطرب از گفتهٔ حافظ غزلی نَغز بخوان تا بگریم که ز عهدِ طربم یاد آمد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
