

اپیزود ۴۸: خاکِ ره یار - غزل شماره ۲۵۰، بدون آهنگ
۱۶ شهریور ۱۴۰۱ · 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
خاکِ ره یار غزل شماره ۲۵۰ از دیوان حافظ ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار بِبَر اندوهِ دل و مژدهٔ دلدار بیار نکتهای روح فَزا از دهنِ دوست بگو نامهای خوش خبر از عالَمِ اسرار بیار تا مُعَطَّر کُنَم از لطفِ نسیمِ تو مَشام شِمِّهای از نَفَحاتِ نفسِ یار بیار به وفایِ تو که خاکِ رَهِ آن یارِ عزیز بی غباری که پدید آید از اغیار بیار گَردی از رهگذرِ دوست به کوریِّ رقیب بهرِ آسایش این دیدهٔ خونبار بیار خامی و ساده دلی شیوهٔ جانبازان نیست خبری از بَرِ آن دلبر عیّار بیار شُکر آن را که تو در عِشرتی ای مرغِ چمن به اسیرانِ قفس مژدهٔ گلزار بیار کامِ جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست عشوهای زان لبِ شیرین شِکَربار بیار روزگاریست که دل چهرهٔ مقصود ندید ساقیا آن قدحِ آینهکردار بیار دلقِ حافظ به چه ارزد؟ به مِیاش رنگین کن وان گَهَش مست و خراب از سَرِ بازار بیار
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




