پادگرد
کاور اپیزود ۵۸: سِرّ مِی‌فروش - غزل شماره ۲۸۷، بدون آهنگ
پانصد غزل - بخش اول - صد غزل از دیوان غزلیات حافظ

اپیزود ۵۸: سِرّ مِی‌فروش - غزل شماره ۲۸۷، بدون آهنگ

۷ مهر ۱۴۰۱ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سِرّ می‌فروش غزل شمارهٔ ۲۸۷ دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ می‌فروش گفت آسان گیر بر خود کارها، کز رویِ طبع سخت می‌گیرد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش وان گَهَم دَر داد جامی کز فروغش بر فلک زُهره در رقص آمد و بَربَط زنان می‌گفت نوش با دلِ خونین لبِ خندان بیاور همچو جام نی گَرَت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش تا نگردی آشنا زین پرده رَمزی نشنوی گوشِ نامحرم نباشد جایِ پیغامِ سروش گوش کن پند ای پسر وز بهرِ دنیا غم مَخور گفتمت چون دُر حدیثی، گر توانی داشت هوش در حریمِ عشق نَتْوان زد دَم از گفت و شنید زان که آن‌جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش بر بساطِ نکته دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مردِ عاقل، یا خموش ساقیا مِی ده که رندی‌هایِ حافظ فهم کرد آصِفِ صاحب‌قَرانِ جُرم‌بخشِ عیب‌پوش

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.