

اپیزود ۶۰: شور شیرین - غزل شماره ۳۱۷، با آهنگ
۱۱ مهر ۱۴۰۱ · 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شورِ شیرین غزل شمارهٔ ۳۱۷ زلف بر باد مَدِه تا ندهی بر بادم ناز بُنیاد مَکُن تا نَکَنی بنیادم مِی مَخور با همه کس تا نخورم خونِ جگر سر مَکش تا نکِشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مَکُن تا نَکُنی در بندم طُرّه را تاب مده تا ندهی بر بادم یارِ بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم غمِ اغیار مخور تا نَکُنی ناشادم رُخ برافروز که فارغ کُنی از برگِ گُلم قد برافراز که از سرو کُنی آزادم شمعِ هر جمع مَشو ور نه بسوزی ما را یادِ هر قوم مَکُن تا نرَوی از یادم شُهرهٔ شهر مشو تا نَنَهم سر در کوه شورِ شیرین مَنما تا نَکُنی فرهادم رحم کن بر منِ مِسکین و به فریادم رَس تا به خاکِ درِ آصف نَرسد فریادم حافظ از جورِ تو حاشا که بگرداند روی من از آن روز که دربندِ توام آزادم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





