

اپیزود ۶۹: کو پیک صبح؟ غزل شمارهٔ ۳۵۱، بدون آهنگ
۱۴ آبان ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اپیزود ۶۹ کو پیک صبح؟ غزل شمارهٔ ۳۵۱ حاشا که من به موسم گل ترک می کنم من لاف عقل میزنم این کار کی کنم؟ مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و مِی کنم کِی بود در زمانه وفا؟ جام می بیار تا من حکایت جَم و کاووسکِی کنم از نامۀ سیاه نترسم که روز حشر با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم کو پیکِ صبح تا گلههای شب فراق با آن خجستهطالعِ فرخندهپی کنم این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست روزی رُخَش ببینم و تسلیم وی کنم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

