

اپیزود ۷۲: رندِ خرابات، غزل شمارهٔ ۳۵۵ بدون آهنگ
۳۰ آبان ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اپیزود ۷۲: رندِ خرابات غزل شمارهٔ ۳۵۵ حالیا مصلحت وقت در آن میبینم که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم جامِ مِی گیرم و از اهل ریا دور شوم یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم جز صُراحی و کتابم نبُوَد یار و ندیم تا حریفان دغا را به جهان کم بینم سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم بس که در خرقۀ آلوده زدم لاف صلاح شرمسار از رخ ساقیِّ و مِی رنگینم سینۀ تنگ من و بار غم او؟ هیهات! مرد این بار گران نیست دل مسکینم من اگر رند خراباتم و گر حافظ شهر این متاعم که تو میبینی و کمتر زینم بندۀ آصف عهدم دلم از راه مبَر که اگر دم زنم، از چرخ بخواهد کینم بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینۀ مِهرآیینم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
