

اپیزود ۸۶: غزالۀ خورشید، غزل شمارهٔ ۴۵۷، بدون آهنگ
۱۴ آذر ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اپیزود ۸۶: غزالۀ خورشید غزل شمارهٔ ۴۵۷ هزار جهد بکردم که یار من باشی مرادبخش دل بیقرار من باشی چراغِ دیدۀ شبزندهدار من گردی انیس خاطر اُمّیدوار من باشی چو خسروان ملاحت به بندگان نازند تو در میانه خداوندگار من باشی از آن عقیق که خونیندلم ز عشوۀ او اگر کنم گلهای غمگسار من باشی در آن چمن که بُتان دست عاشقان گیرند گرت ز دست برآید نگار من باشی شبی به کلبۀ احزان عاشقان آیی دمی انیس دل سوگوار من باشی شود غزالۀ خورشید صید لاغر من گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی سه بوسه کز دو لبت کردهای وظیفۀ من اگر ادا نکنی قرضدار من باشی پمن این مراد ببینم به خود که نیم شبی به جای اشکِ روان در کنار من باشی من ار چه حافظ شهرم جوی نمیارزم مگر تو از کرم خویش یار من باشی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

