پادگرد
کاور اپیزود ۸۷: کاروان رفت! غزل شمارهٔ ۴۵۸،  با آهنگ
پانصد غزل - بخش اول - صد غزل از دیوان غزلیات حافظ

اپیزود ۸۷: کاروان رفت! غزل شمارهٔ ۴۵۸، با آهنگ

۱۵ آذر ۱۴۰۱ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اپیزود ۸۷: کاروان رفت! غزل شمارهٔ ۴۵۸ ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقیران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل لیلی که خطُرّهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی نقطۀ عشق نمودم به تو هان سهو مکن ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی؟ رَه ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟ تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای ور خود از تخمۀ جمشید و فریدون باشی ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان چند و چند از غم ایّام جگرخون باشی حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است هیچ خوش‌دل نپسندد که تو محزون باشی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.