
اپیزود ۹۴: تُندبادِ حوادث، غزل شمارهٔ ۴۷۷، با آهنگ
۲۲ آذر ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اپیزود ۹۴: تُندبادِ حوادث غزل شمارهٔ ۴۷۷ دو یار زیرک و از بادۀ کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشۀ چمنی من این مُقام به دنیا و آخرت ندهم اگر چه در پِیام افتند هردم انجمنی هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی بیا که رونق این کارخانه کم نشود به زُهد همچو تویی یا به فِسق همچو منی ز تندبادِ حوادث نمیتوان دیدن در این چمن که گلی بوده است یا سمنی ببین در آینۀ جام، نقش بندیِ غیب که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی از این سَموم که بر طرف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی مِزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ کجاست فکر حکیمیّ و رای برهَمنی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
