
اپیزود ۹۷: گلِ توفیق، غزل شمارهٔ ۴۸۵، بدون آهنگ
۲۵ آذر ۱۴۰۱ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اپیزود ۹۷: گلِ توفیق غزل شمارهٔ ۴۸۵ ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی بوی یک رنگی از این نقش نمیآید خیز دلق آلودۀ صوفی به مِیِ ناب بشوی سِفلهطبع است جهان بر کرمش تکیه مکن ای جهاندیده ثبات قدم از سِفله مجوی دو نصیحت کُنَمَت بشنو و صد گنج ببر از در عیش درآ و به ره عیب مپوی شکر آن را که دگر باز رسیدی به بهار بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی روی جانان طلبی آینه را قابل ساز ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی گوش بُگشای که بلبل به فغان میگوید خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی گفتی از حافظ ما بوی ریا میآید آفرین بر نفَسَت باد که خوش بُردی بوی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
