

اپیزود ۹۹: آیینۀ شاهی، غزل شمارهٔ ۴۹۰، با آهنگ
۲۷ آذر ۱۴۰۱ · 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اپیزود ۹۹: آیینۀ شاهی غزل شمارهٔ ۴۹۰ در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی خرقه جایی گروِ باده و دفتر جایی دل که آیینۀ شاهیست غباری دارد از خدا میطلبم صحبت روشنرایی کردهام توبه به دست صنم باده فروش که دگر مِی نخورم بی رخ بزمآرایی نرگس ار لاف زد از شیوۀ چشم تو مرنج نروند اهل نظر از پی نابینایی شرح این قصّه مگر شمع برآرد به زبان ورنه پروانه ندارد به سخن پروایی جویها بستهام از دیده به دامان که مگر در کنارم بنشانند سهیبالایی کشتیِ باده بیاور که مرا بی رخ دوست گشت هر گوشۀ چشم از غم دل دریایی سخن غیر مگو با من معشوقه پرست کز وی و جام میام نیست به کس پروایی این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه میگفت بر در میکدهای با دف و نی ترسایی گر مسلمانی از این است که حافظ دارد آه اگر از پی امروز بُوَد فردایی!
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
