پادگرد
کاور شمارۀ 29 - غزلی از یوسف‌علی میرشکاک
پانصد غزل-بخش پنجم

شمارۀ 29 - غزلی از یوسف‌علی میرشکاک

۲۲ تیر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گفتی و در آغوش چشمت بردی از یادم زلف رهادربادت آخر داد بر بادم لایق نبودم بندگی را کردی آزادم بردم شکایت از تو پیش مستیِ چشمت لب وا نکرد اما صدای سرمه‌بنیادم در هر کجا باشی فراموشت نخواهم کرد گفتی و در آغوش چشمت بردی از یادم یک روز چون زنجیر بر پای من افتادی یک عمر همچون سایه در پای تو افتادم خواهد شنید آخر، تو می گفتی دلا! دیدی پشت در بی اعتنایی ماند فریادم؟ آیینه‌ای بودم پر از شیرین که خسرو زد بر سنگم، اکنون سایۀ سنگین فرهادم جای شگفتی نیست آتشزایی شعرم آذرپرستی چون اَوِستا بوده استادم یوسف دلت پیش زلیخا بود و فرسودی بیهوده عمری پای در زنجیر بیدادم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.