پادگرد
کاور شمارۀ 53 - غزلی از کاووس حسنلی
پانصد غزل-بخش پنجم

شمارۀ 53 - غزلی از کاووس حسنلی

۲۶ تیر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بیا تا شب کهنه پایان بگیرد! دلم را تکاندم که باران بگیرد زمین رنگ و بوی بهاران بگیرد صدایت زدم تا هوا تازه گردد پریشانی کهنه سامان بگیرد کنار عطش­‌های سوزان نشستم که آتش به دامانم آسان بگیرد توکی می­‌رسی باز با خنده هایت که لبخند یخ کرده­ام جان بگیرد تو کی می‌­رسی تا که رقصم بجنبد سراپای من شور مستان بگیرد تو کی می‌­رسی تا در آغوش گرمت تنم التهاب فراوان بگیرد تو کی می...توکی می...تو...می­‌ترسم آخر که پیش از طلوع تو توفان بگیرد و می‌­ترسم اکنون که تا شام آخر شبم طعم شام غریبان بگیرد بیا پل بزن تا به خود بازگردیم بیا پیش از آن که زمستان بگیرد بیا تا زمان با تو معنا پذیرد بیا تا زمین از تو بنیان بگیرد به غیر از طلوع تو راهی نمانده‌ست بیا تا شب کهنه پایان بگیرد!

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.