پادگرد
کاور شمارۀ 86 - غزلی از حسن دلبری
پانصد غزل-بخش پنجم

شمارۀ 86 - غزلی از حسن دلبری

۳ مرداد ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مشتاق و بی‌قرار به‌هم می‌زند دلم چندی‌ست عاشقانه قلم می‌زند دلم از ماجرای چشم تو دم می‌زند دلم نام تو از شبی که به رگ‌های من دوید یک در میان برای خودم می‌زند دلم این را که مردمان ضربان نام کرده‌اند دست خوشی است بر سر غم می‌زند دلم روزی هزار بار ورق‌های کهنه را مشتاق و بی‌قرار به‌هم می‌زند دلم هر جا به سبزخاطره‌های تو می‌رسد انگار در بهشت قدم می‌زند دلم یک شب به خنده گفت چرا داد میزنی آنقدر هی نگو دلم ... می‌زند دلم حرفش ادامه داشت که بی اختیار من گفتم عزیز من چه کنم؟... می‌زند دلم آرام برد گوش مرا روی سینه‌اش دیدم چنین که اوست چه کم می‌زند دلم دیدم دراین قمار دل او برنده است دیدم فقط به قدر عدم می‌زند دلم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.