پادگرد
کاور Panenka Ep. 45
پادکست فوتبالی پاننکا

Panenka Ep. 45

۲۲ فروردین ۱۳۹۹ · 3 ساعت و 42 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

۴۵ رو با یادی از بالوتلی و شماره‌ی منحصر به فردش شروع کردیم. (از دقیقه 6) یه پرونده‌ی ویژه و مفصل در مورد رادومیر آنتیچ و دوران کاری پر فراز و نشیبش داشتیم و ریز به ریز از حرکات رفت و برگشتیش به اردوی روخی بلانکوس گفتیم. (از دقیقه 49) به همین بهونه سراغ مربیای نامداری رفتیم که تا مرز سرمربی تیم ملی شدن رفتن و نشد که بشه. (از دقیقه 67) به بخش دوم بدترین نقل و انتقالات لیگ برتر می پردازیم و با اشاره ای که در بخش مربیان تیم ملی به گونش کردیم (از دقیقه 86) به بررسی تاکتیکی و مفصل ترکیه‌ی این مرد تاکتیک فهم و استراتژیست می پردازیم. عرفان برامون از تیم استوقوس دار گونش گفت تا نوبت به محمدرضا برسه و از تیم نو ظهور باشاک‌شهیر بگه، از تداخل قدرت و سیاست و فوتبال وقتی که تیم حکومتی معنا میشه. (از دقیقه 130) علیرضا از سرنوشت جالب لباس لیورپول میگه و چگونگی قرمز شدنش و وقتی بحث به اینجا میکشه آرش (از دقیقه 136) دست به کار میشه و از علاقه‌ی نافرجام آلن شیرر به راه راه سیاه و سفید میگه. بعد از مرور مصاحبه‌ی شنیدنی و پدر و مادر دار فابیو کاپلو با علی(در دقیه 143)، (از دقیقه 157) پرونده‌ی خاص و شنیده نشده‌ی صاحب عباس باز میشه. جایی که فوتبال فراتر از زندگی میشه، دقیقا همونجایی که فوتبال جون بهترین گلزن تاریخ لیگ عراق رو نجات میده. مبحث آخرمون (از دقیقه 169) اما، به بررسی پرونده‌ی مایکل ادوارد اختصاص داره، کسی که معمار لیورپول نوینه و البته وقتی اولین بار سی‌دی آنالیزشو به هری ردنپ داد، مربی کهنه کار سی‌دی رو به قصد گوش کردن تو ضبط ماشینش گذاشت. مرور کامنتا هم (از دقیقه 186) مث همیشه که فراموشمون نمیشه!

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.