
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شاعر : حامو 🌍 ماهی میان تور توری درون دریا دریایی میان دشت دشتی میان کوه ها کوهی است ، بین ما و ما در آستایه ی در جدا افتاده از هم رو به افق چشم در چشم ماهی گرفتار آمده در اجتماع سایه های بی تن کوچه و اختناق سکوتی از جمعیتی که در این خانه نیست در انتظار حضور صیادی به ستوه امده ایم مجنونیم مجنونیم و مجنونیم فی سبیل اللیلا و لیلا است هزار رنگ و لیلا است هزار نقش و لیلا است راه رهایی هر پلک ما سالی است و هر بار پلک که میزنیم چون آن ماهی دست در دست تور عزیزمان به غوغای سفر در اعماق اسمان به ژرفای اقیانوسی سیاه غوص میکنیم چشم در چشم ماهی گرفتار امده ما نیز چونان صیاد به ستوه امده ایم در را ببند که جهان با چشم هیز خود به خلوت ما چشم دارد در را ببند و بال بکشای و برو به قله آن کوه نا شکیب بال بکشای آن گاه که رفتی من و ماهی توری را که بافتیم به اقیانوس هدیه میکنیم و خود با قایقی که از صد ها خیال خام است به ورای افق میرویم به امید دیدار خویش طعم اسمان تلخ است طعم دریا تلخ است طعم دشت تلخ است طعم رسیدن به اوج کوه تلخ است و لیکن چه میدانند از طعم لبانت پس از سکوتی حدود چند قرن و لیکن چه میدانند از حضورت در سکوت من و لیکن چه میدانند که تو را از کدامین تور از کدامین اقیانوس ابتیا ع کرده ام من و ماهیِ گرفتار درون تور خویش بافته مانده اییم شاید که حسرت صیاد خویش را به پایان بریم بال بکشای برو ققنوس که اوج کوه آتشی است در انتظار تو شعله بر شعله ی خویش میکشد برو و بسوزان مرا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
